آيا كسى كه شالودهء آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا كرده بهتر است ، يا كسى كه اساس آن را بر كنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرو مىريزد ؟ ! و خداوند گروه ستمگران را هدايت نمىكند !
( اما ) اين بنائى را كه آنها ساختند ، همواره به صورت يك وسيلهء شك و ترديد ، در دلهايشان باقى مىماند ؛ مگر اين كه دلهايشان پاره پاره شود ؛ و خداوند دانا و حكيم است !
شأن نزول :
ماجراى مسجد ضرار
آيات فوق ، دربارهء گروهى ديگر از منافقان است ، كه براى تحقق بخشيدن به نقشههاى شوم خود ، اقدام به ساختن مسجدى در « مدينه » كردند ، كه بعداً به نام « مسجد ضرار » معروف شد .
اين موضوع را همهء مفسران اسلامى ، و بسيارى از كتب حديث و تاريخ ذكر كردهاند ، اگر چه در جزئيات آن تفاوتهائى ديده مىشود .
خلاصهء جريان ، به طورى كه از تفاسير و احاديث مختلف استفاده مىشود ، چنين است :
گروهى از منافقان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده عرض كردند : به ما اجازه ده مسجدى در ميان قبيلهء « بنىسالم » ( نزديك « مسجد قبا » ) بسازيم ، تا افراد ناتوان ، بيمار و پيرمردان از كار افتاده در آن نماز بگزارند ، و همچنين در شبهاى بارانى كه گروهى از مردم توانائى آمدن به مسجد شما را ندارند ، فريضهء اسلامى خود را در آن انجام دهند ، و اين در موقعى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله عازم جنگ « تبوك » بود .
پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اجازه داد ، ولى آنها اضافه كردند : آيا ممكن است شخصاً بيائيد و در آن « نماز » بگزاريد ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : من فعلًا عازم سفرم ، و هنگام بازگشت به خواست خدا به آن مسجد مىآيم ، و در آن نماز مىگزارم .