براى ايمان آوردن آنها شود .
آنها گفتند : بايد اين مطلب به عنوان يك قرارداد نوشته شود پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را مأمور نوشتن قرار داد كرد ، ولى آيهء فوق نازل شد و از اين كار نهى كرد . « 1 »
اما اين روايت ، علاوه بر اين كه با روح تعليمات اسلام سازگار نيست و در هيچ مورد در مقابل اين گونه تبعيضها انعطافى نشان نداده ، بلكه در همه جا سخن از وحدت جامعهء اسلامى است ، با آيهء قبل كه مىفرمود : إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى : « من همواره پيرو وحى الهى هستم » سازگار نيست ، چگونه مىتوان باور كرد ، پيامبر صلى الله عليه و آله بدون انتظار وحى تسليم چنين پيشنهادى شده باشد ؟ !
به علاوه ، جملهء
« وَ لاتَطْرُدِ »
كه در آغاز آيهء مورد بحث مىخوانيم ، نشان مىدهد :
آنها پيشنهاد طرد مطلق آن دسته از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله را داشتهاند نه پيشنهاد تناوب ؛ زيرا تناوب با طرد فرق بسيار دارد و اين نشان مىدهد كه شأن نزول همان است كه در آغاز آورديم .
* * *
( ( 68 ) ) وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ في آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا في حَديثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ ( ( 69 ) ) وَ ما عَلَى الَّذينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
هر گاه كسانى را ديدى كه آيات ما را استهزاء مىكنند ، از آنها روى بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند . و اگر شيطان از ياد تو ببرد ، هرگز پس از ياد آمدن با اين جمعيتستمگر منشين !
و ( اگر ) افراد با تقوا ( براى ارشاد و اندرز با آنها بنشينند ، ) چيزى از حساب ( و گناه ) آنها بر ايشان نيست ؛ ولى ( بايد تنها ) براى يادآورى آنها باشد ، شايد ( بشنوند و ) تقوا پيشه كنند !
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » ، ج 22 ، ص 33 ؛ « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « نورالثقلين » ، ج 1 ، ص 721 ؛ « تفسير ابن كثير » ، ج 2 ، ص 139 ؛ « مكاتيب الرسول » احمدى ميانجى ، ج 3 ، ص 737 .