زمانهاى قبل از نزول اين سوره گفتگوها و بحثهائى ميان پيامبر و مشركان وجود داشته است و قسمتى از آيات اين سوره ناظر به آن گفتگوها است ، بنابراين هيچ مانعى ندارد كه چنين سخنى ميان پيامبر و مشركان رد و بدل شده باشد ، و خداوند در اين آيات به آن سخنان اشاره كرده ، و پاسخ مىگويد .
* * *
( ( 52 ) ) وَ لا تَطْرُدِ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَمِنَ الظَّالِمينَ ( ( 53 ) ) وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرينَ
و كسانى را كه صبح و شام خدا را مىخوانند ، و جز ذات پاك او نظرى ندارند ، از خود دور مكن ! نه چيزى از حساب آنها بر توست ، و نه چيزى از حساب تو بر آنها ! اگر آنها را طرد كنى ، از ستمگران خواهى بود !
و اين چنين بعضى از آنها را با بعض ديگر آزموديم ؛ تا بگويند : « آيا اينها هستند كه خداوند از ميان ما ( برگزيده ، و ) بر آنها منت گذارده ( و نعمت ايمان بخشيده ) است » ؟ ! آيا خداوند شاكران را بهتر نمىشناسد ؟ !
شأن نزول :
مستمندان ، ياران راستين اسلام
در شأن نزول آيات فوق روايات متعددى نقل شده كه با هم شباهت زياد دارند از جمله : در « تفسير درّ المنثور » چنين نقل شده : جمعى از قريش از كنار مجلس پيامبر صلى الله عليه و آله گذشتند در حالى كه « صهيب » ، « عمار » ، « بلال » ، « خباب » و امثال آنها از مسلمانان كم بضاعت و كارگر ، در خدمت پيامبر بودند .
آنها از مشاهدهء اين صحنه تعجب كردند ( و از آنجا كه شخصيت را در مال و