در وسط راه با حيوانات وحشى فراوانى رو به رو شدند ، آن قدر نزديك كه مىتوانستند آنها را با دست و نيزهها صيد كنند !
اين شكارها به قدرى زياد بودند كه بعضى نوشتهاند دوش به دوش مركبها و از نزديك خيمهها رفت و آمد مىكردند ، نخستين آيات فوق در اين هنگام نازل شد و مسلمانان را از صيد آنها بر حذر داشت ، و به آنها اخطار كرد كه : اين يك نوع امتحان براى آنها محسوب مىشود . « 1 »
* * *
( ( 101 ) ) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ ( ( 102 ) ) قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرينَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! از چيزهائى نپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد ، شما را ناراحت مىكند ؛ و اگر به هنگام نزول قرآن ، از آنها سؤال كنيد ، براى شما آشكارمىشود ؛ خداوند آنها را بخشيده ( و ناديده گرفته ) است . و خداوند ، آمرزنده و بردبار است .
جمعى از پيشينيان شما ، از آن سؤال كردند ؛ و سپس با آن به مخالفت برخاستند .
شأن نزول :
از پرسشهاى بىجا بپرهيزيد
در شأن نزول آيات فوق در منابع حديث و تفسير ، اقوال مختلفى ديده مىشود ، ولى آنچه با آيات فوق و تعبيرات آن سازگارتر است ، شأن نزولى است كه در « تفسير مجمع البيان » از على بن ابيطالب عليه السلام نقل شده است كه :
روزى پيامبر صلى الله عليه و آله خطبهاى خواند و دستور خدا را دربارهء حج بيان كرد ، شخصى به نام « عكاشه » - و به روايتى « سراقه » - گفت : آيا اين دستور براى هر سال است ، و
هامش
( 1 ) « كافى » ، ج 4 ، ص 396 ؛ « وسائل الشيعه » ، ج 12 ، ص 415 و 417 ؛ « بحار الانوار » ، ج 20 ، ص 346 و 347 و ج 96 ، ص 154 و 156 ؛ « تفسير عياشى » ، ج 1 ، ص 343 ؛ « درّ المنثور » ، ج 2 ، ص 327 .