واجب از براى رضاى خداى تعالى و سواره نيز تردّد توان نمود پس مقرون به نيّت از صفا جدا شده متوجّه مروه شود و بايد كه چون به مروه رسد اين را يك بار حساب نمايد و چون بازگردد و به صفا رسد دوبار ، و همچنين تا هفتم ، باز به مروه ختم نمايد .
پس تقصير نمايد يعنى از موى سر خود يا از ناخنهاى خود « 1 » چيزى ببرد و نيّت چنين كند كه : تقصير مىكنم در عمره واجب حجّ تمتّع اسلام واجب از براى رضاى خداى تعالى و پيوسته به نيّت يكى از آنها را ببرد [ و اين آخر افعال عمره است ] « 2 » پس حلال شود بر او جميع چيزها إلّا سر تراشيدن ، و بهتر آن است كه به همان وضع باشد تا وقت احرام به حجّ گرفتن و بعد از تقصير بهتر آن است كه به مسجد رفته نزد حجر رود به طريق سابق ، و طواف نساء بجاى آورد و نيّت چنين كند كه : هفت بار گرد خانه مىگردم جهت طواف نساء عمره حجّ تمتّع اسلام واجب از براى رضاى خداى تعالى ، بعد از آن به مقام رفته دو ركعت نماز طواف نساء گزارد و نيّت چنين كند كه دو ركعت نماز طواف نساء عمره تمتّع حجّ اسلام واجب مىكنم از براى رضاى خداى تعالى .
و أولى آن است كه روز هشتم ذى الحجّه از مكّه معظّمه احرام گيرد ، و بهتر آن است كه غسل نموده مرد ، و زن خالى از حيض و نفاس به درون مسجد رفته از مقام حضرت ابراهيم - عليه السّلام - احرام گيرد ، و حكم زنى كه به مكّه رسد و حائض باشد در آخر اين رساله مذكور خواهد شد إن شاء اللّه تعالى و نيّت چنين كند كه : احرام مىگيرم به حجّ واجب تمتّع اسلام و چهار تلبيه واجب مىگويم از براى رضاى خداى تعالى و مقرون به نيّت ، تلبيه احرام مذكور را
هامش
( 1 ) - از موى ريش اگر داشته باشد بهتر است بههرحال اگر اقتصار به يكى كند اقتصار به گرفتن مو بهتر است و به گرفتن ناخن اكتفا نكند و به دندان بريدن ظاهرا كه مجزى است . ع
( 2 ) - اين جمله در برخى نسخهها نيست .