در حجّ واجب تمتّع اسلام واجب از براى رضاى خداى تعالى و آن كشنده نيز نيّت كند ، و بايد كه در وقت ذبح مستحضر نيّت بوده « 1 » تسميه بگويد و بى فاصله ذبح كند پس سه يك آن را « 2 » به مؤمنى هديه نمايد . « 3 » [ بهتر آن است كه فقير باشد ] و نيّت چنين كند كه : به هديه مىدهم سه يك اين قربانى را در حجّ واجب تمتّع اسلام واجب از براى رضاى خداى تعالى و سه يك ديگر را به مؤمنى فقير تصدّق نمايد و نيّت چنين كند كه : به صدقه مىدهم سه يك اين قربانى را در حجّ واجب تمتّع اسلام واجب از براى رضاى خداى تعالى و سه يك ديگر از آن اوست هرچه خواهد كند امّا واجب است كه قدرى از آن بخورد و در وقت خوردن نيّت چنين كند كه : مىخورم از گوشت اين قربانى در حجّ واجب تمتّع اسلام واجب از براى خداى تعالى .
پس تقصير نمايد يعنى از موى خود « 4 » يا ناخن چيزى ببرد يا سر بتراشد ؛ اگر مرد باشد « 5 » و سر تراشيدن بهتر است و نيّت چنين كند كه : تقصير مىكنم در حجّ واجب تمتّع اسلام واجب از براى خداى تعالى ، پس پيوسته به نيّت يكى از اينها را ببرد و پس حلال شود بر او محرّمات احرام الّا صيد و نساء و طيب .
پس در همين روز يا فردايش « 6 » به مكه آيد و در برابر حجر و به همان
هامش
( 1 ) - دقت بسيار در اين استحضار لازم نيست . ع
( 2 ) - تقسيم حقيقى كه ثلث يقينا يا ظنّا باشد ظاهر نيست و همچنين در بواقى . ع
( 3 ) - و بايد كه مهدى اليه نوع احتياجى داشته باشد و به غنى اكتفا نكند . ع
( 4 ) - دور نباشد كه از مو گرفتن اولى باشد و ظاهرا كه جمع ميان مو گرفتن و ناخن احوط است . ع
( 5 ) - خصوصا نسبت به كسى كه هنوز از وى حجّى واقع نشده باشد و اگر . . . او كرده باشد ظاهرا كه حلق واجب شود همچنانكه از بعضى فقها منقول است . ع
( 6 ) - و در همين روز كردن بهتر است و متمتع تأخير از فردا نكند و موسّع است مر قارن و مفرد را تأخير تا روز سيم كه آخر ايّام تشريق است . ع