تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
نمىشود . و ديگر معلوم است كه در وصف نبوت و موجب آن شريك نيست . و ديگر آنكه خبر خود وارد است و دلالت مسلّم است ، پس بايد قايل شد يا رد يا تأويل كرد . و در مواقف بعد از ذكر هر دو طريق اجمالى و تفصيلى ، گفته كه : « جواب از كلّ آن است كه اينها دلالت بر فضيلت مىكند نه افضليت چون چنين باشد و مرجع افضليت به كثرت ثواب است ؟ و آن راجع است به كسب طاعات و اخلاص در آن و آنچه عايد شود به نصرت اسلام » « 1 » و شارح نيز گفته . و تو اگر انصاف دهى مىدانى كه اينها همه دلالت بر افضليت مىكند چنان كه معلوم شد . و كثرت ثواب به واسطهء عبادت باشد و كدام عبادت بود كه در حضرت امير بيشتر از ديگرى نبود چنان كه گذشت كه او اعلم و اقضى و ازهد و اشجع و احلم اصحاب است و اقرب بود به حضرت رسالت صلى اللّه عليه و إله و سلم از روى نسب و مصاهرت در زوجيت فاطمه و ابو سادات اهل الجنّة و غير آنها . و چه چيز در مقابل « لضربة علي يوم الأحزاب خير من عبادة الثقلين » « 2 » - كه خود نقل كرده « 3 » و در طريق تفصيل ذكر شد - تواند بود ؟ چه ، به حسب ظاهر همهء انبيا و اوليا حتى حضرت رسالت پناه صلى اللّه عليه و إله و سلم در اينجا داخلند و چون گوييم كه به دليل عقلى و نقلى و قرينه آنكه غير متكلّم مراد است ، حضرت بيرون رود ، پس باقى ، باقى ماند . و طرفه آن است كه جهت آن كسى كه دعواى افضليت مىكنند ، چيزى
هامش
( 1 ) - شرح المواقف ، ج 8 ، ص 372 . ( 2 ) - مآخذ اين روايت در صفحهء 329 گذشت . ( 3 ) - المواقف ، چاپ شده ضمن شرح المواقف ، ج 8 ، ص 371 .