تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
متعدّد نباشد و چون اكثر بر عموم باشند كه بسيارى از مفسّرين برآنند كه در شأن حضرت امير است ؟ و قول قليل معارضه به قول كثير نمىكند . دوازدهم ، گفته كه : « حضرت فرمود كه : " من أراد أن ينظر إلى آدم في علمه و إلى نوح في تقواه و إلى إبراهيم في حلمه و إلى موسى في هيبته و إلى عيسى في عبادته فلينظره عليّ بن أبي طالب " ؛ مساوى كرده حضرت پيغمبر او را به انبيايى كه مذكور شد و ايشان افضلند از همهء صحابه به اجماع ، پس همچنين باشد على كه مساوى ايشان است « 1 » » . و جواب گفته كه : « اين دلالت نمىكند بر مساوات انبيا در جميع صفات ايشان و اگر نه لازم آمدى كه افضل از انبيا نيز باشد به واسطهء آنكه فضيلت همه را دارد و ايشان هريك فضيلت خود را دارند نه آنچه را كه مخصوص به ديگرى باشد . و آنكه او افضل از ايشان نيست ، اجماعى بوده پيش از ظهور مخالفت « 2 » » . و مرادش آن است كه شيعه قايل بر افضليت او بر انبيا مىشوند و آن باطل است و دليل بر بطلان آن و قايم نيست . غير از آنكه اجماع پيش از ايشان واقع شده بر عدم افضليت ، و اجماع و دليل بودن آن را دانستى كه چه صورت دارد با آنكه پيش از ايشان كه بود و هرگز نبود كه ايشان نبودند . با آنكه توان گفت كه افضليت بر انبيا بيرون نمىآيد ؛ چرا كه شايد كه هيچ‌چيز در ايشان كه موجب فضيلت و بهترين بودن است پيش خدا ، نبوده باشد كه در ديگرى نبوده باشد . و اوصاف ايشان كه مذكور شد همهء آنها در همهء ايشان باشد . ليكن به واسطهء آنكه هركدام كه مشهور به وصفى بودند ، آن ذكر شد ؛ خصوصا نزد ايشان كه افضليت به معناى كثرت ثواب است و آن از اينها معلوم
هامش
( 1 ) - شرح المواقف ، ج 8 ، ص 369 . ( 2 ) - همان ، ص 369 - 370 .