عثمان و على ، بيعت » « 1 » .
و شما را معلوم شد كه قول مثل ابى بكر و عمر و بيعت يككس يا دو كس دليل و حجّت نيست ؛ چه حجّت ، كتاب و سنّت است و اجماع - اگر به هم رسد - و اينجا هيچيك از اينها نيست . و با وجود اين ، همهكس قايل است كه قول و فعل مجتهد و خصوصا قول ابى بكر و عمر بلكه خلفاء اربعه حجّت نيست و دعواى « اجماع اينكه قول امام ، اگرچه معصوم نباشد ، بر نصب امام ديگر - با آنكه قولش در اثبات مندوب و مكروه نظر به شخص واحدى حجّت و دليل نيست - حجت است » مسموع نيست و از طريق عقل و نقل دور است .
[ امامت نزد شيعه ]
و اما طريق ثبوت امر امامت نزد شيعه ، مثل طريق ثبوت نبوّت است كه به نصّ خدا مىبايد يا پيغمبر يا امام معصوم مثل او و يا به كرامات و معجزه ؛ و اثبات آن در مادهء حضرت امير گذشت . و امامت باقى ائمّه نيز ثابت شده است به بعضى از نصّ كتاب چنانچه اشاره شد ؛ مثل تصدّق همه در نماز « 2 » ، پس داخل باشند در آيهء تصدّق « 3 » . و ديگر طريق عقل و نقل مثل : « من لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » « 4 » از اخبار مستفيضة بل يقينيه ، و ايشان افضل و اكمل بودهاند از غير - چنانچه ظاهر است - و اشاره به آن شد . و غير ايشان صلاحيت امامت نداشتند .
ديگر آنكه دعوى كردند و معجزه نمودند مثل حضرت پيغمبر و حضرت
هامش
( 1 ) - المواقف ، چاپ شده ضمن شرح المواقف ، ج 8 ، ص 365 .
( 2 ) - اشاره به روايت كتاب كافى است كه در حاشيهء صفحه 266 آدرس آن ذكر شد .
( 3 ) - سورهء مائده ( 5 ) : 55 . به اين آيه ، آيهء « ولايت » هم مىگويند .
( 4 ) - مصادر اين حديث در صفحهء 257 گذشت .