تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢

باب دوم در بيان نبوّت

بدانكه نبى - يعنى پيغمبر - انسانى را گويند كه خبر از خداى تعالى مىداده باشد بىواسطهء آدمى ، مثل پيغمبر ما كه محمد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف است . پس اعتقاد مىبايد كرد كه آن حضرت پيغمبر برحق است ؛ يعنى هرچه مىفرمايد و نقل از خدا مىكند درست و راست است و خداى تعالى او را فرستاده است ؛ يعنى حاكم ساخته بر همهء بندگان خود و امر كرده كه تابع حكم او باشند و هرچه او گويد و فرمايد به جاى آورند . پس حكم آن حضرت ، حكم خداى تعالى است بيقين و بىشك و شبهه . و دليل بر پيغمبر بودن آن حضرت ، آن است كه او دعواى پيغمبرى كرد و گفت كه مرا خداى تعالى به خلق خود فرستاده و بر ايشان حكم ساخته و فرموده كه جميع خلايق محكوم حكم من باشند و من در ميان ايشان حكم چنين و چنين كنم . و بر طبق دعواى خود معجز نمود . و اين هر دو مقدمه به تواتر معلوم است بر وجهى كه اصلا احتمال ندارد كه نبوده باشد مثل علم ما به آنكه « هندى » هست با آنكه او را نديده‌ايم و همچنين دانسته‌ايم و علم پيدا كرده‌ايم به بودن پيشينيان ، مثل حكماى سابق . و مراد به معجز ، چيزى است كه ظاهر شود از كسى و عقل جزم كند كه