در دست آن حضرت و سخن كردن آهو و ناله كردن درخت خرما وقتى كه آن حضرت خود را از او جدا كرد بعد از آنكه تكيه بر او كرده بود و غير اينها كه در كتب سير مذكور است . « 1 » و اگرچه هريك به طريق يقين به تواتر نرسيده باشد ، يقين است كه قدر مشترك معجز نمودن آن حضرت به يقين پيوسته و هيچ شك و شبههاى در آن نيست و منكر آن مثل منكر ساير ضروريات و بديهيات است مثل وجود مكّه و مدينه و شام و مصر نسبت به كسى كه نديده باشد ، بلكه وجود شمس و قمر . و معلوم باشد كه سبب علم از معجزه به صدق آن حضرت و پيغمبرى او ، آن است كه چون آن حضرت فعلى كرد كه ظاهر است كه آن ، فعل خداى تعالى است متصل به دعواى خود و دليل ساخت آن را بر آنكه خداى تعالى به قول و دعواى او راضى است و او را فرستاده و پيغمبر كرده ، عقل جزم مىكند كه اگر خداى تعالى او را نمىفرستاد و پيغمبر نمىساخت و به قول و دعواى او راضى نمىبود ، فعل خود را كه دليل صدق دعواى اوست و نصّ است در آنكه او فرستاده و پيغمبر اوست ، در دست او ظاهر نمىكرد و منطبق بر دعواى او نمىگردانيد كه اگر درواقع راضى نباشد به دعواى او و او را نفرستاده باشد به پيغمبرى ، و اين فعل در دست او ظاهر كند ، ترغيب و تحريص مردم به جهل و گمراهى كرده باشد و اين قبيح است و هر عاقل حكم مىكند به آنكه فاعل اين نوع چيزى خدايى را نشايد . و عياذا باللّه كه خداى تعالى اين نوع كارى كند .
پس معلوم باشد كه كسانى كه حسن و قبح را عقلى نمىدانند و
هامش
( 1 ) - دربارهء معجزات پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و إله و سلم رجوع كنيد به اثبات الهداة ، ج 1 ، ص 208 - 432 . شيخ حر عاملى در اين كتاب 720 حديث دربارهء معجزات نبى اكرم صلى اللّه عليه و إله و سلم نقل كرده است . كتاب اثبات الهداة به فارسى نيز ترجمه شده و احاديث معجزات پيامبر در جلد اول ، ص 403 تا آخر و جلد دوم ، ص 1 - 432 ترجمهء اين كتاب قرار دارد .