برخاست ، گفتن امثال اينها بلكه بالاتر ممكن است .
و غالبا كه سبب همين است قايل شدن به آنكه همهء افعال بنده از خداست و او را اصلا در كردن افعال اختيار نيست . و فرق نمىكند ميان كسى كه دست به اختيار جنباند با آنكه مرضى داشته باشد كه دست او بىاختيار جنبد و ميان كسى كه از نردبان فرود آيد و آنكه از بام بىاختيار به زير افتد و به آنكه زانى و فاسق را به دوزخ برد با وجود آنكه خود زنا و فسق را در او به فعل آورده و او را اختيار و مدخلى در آن نيست . و عابد را تعظيم و تكريم كند به واسطهء عبادت ، و ثواب و مزد دهد با آنكه او هيچ كارى نكرده باشد . و نهى اول شده باشد در قرآن و حديث و همچنين امر دوم ، پس زينهار كه تأمّل كن و ترك تقليد نماى . و السلام على من اتّبع الهدى .
هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 251
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٢٥١