تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

هفتم آنكه خداى تعالى فعل عبث و ظلم نمىكند و هيچ نوع قبيحى از او سر نمىزند

بلكه عادل و حكيم است و افعال او همگى خوب و پسنديده و مشتمل بر مصلحت و حكمت و معلّل به اغراض صحيحه است . و وجه اين ظاهر است ؛ چه عبث و بىفايده و قبيح و ظلم نقص است و آن بر خداى تعالى روا نيست ، بلكه بر هيچ عاقل ، مگر آنكه محتاج باشد به كردن آنها ، يا جاهل . و اين هر دو از خداى تعالى منتفى است - چنان كه گذشت . و چون تواند بود كه از حق سبحانه كه اشرف اشياست بلكه هيچ محل نيست [ كذا ] ، عبث و قبيح صادر شود ؟ چه اگر از ادنى شخصى يكى از اينها واقع شود او را عقلا مذمّت مىكنند و سفيه و ديوانه‌اش مىخوانند ، بلكه بعضى از اطفال و زنان و كسانى كه چندان عقلى ندارند نيز مذمّتش مىكنند . و اين ظاهر است و انكارش انكار ضروريات و گوش بر قول قايلش نمىبايد كرد . ديگر آنكه در قرآن عزيز دالّ بر اين معنى بسيار است ، مثل قوله تعالى
ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .
« 1 » و مثل
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً
« 2 » و چون تواند بود كه افعال خداى تعالى بىسبب و علت و فايده باشد و حال آنكه صحت قياس كردن موقوف است بر سبب و علت داشتن آن ؛ چه قياس عبارت است از آنكه سببى كه خداى تعالى از براى حكمى منظور داشته باشد ، قياس‌كننده چون او را در جايى ديگر بيند ، گويد كه آن حكم اينجا نيز هست ، مثل آنكه اگر گفته شود كه شراب حرام است و نجس ، به واسطهء آنكه
هامش
( 1 ) - سورهء ذاريات ( 51 ) : 56 . ( 2 ) - سورهء مؤمنون ( 23 ) : 115 .
هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 249 | المحقق الأردبيلي