تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 981

مساهمون:

ص٩٨١
36 / 7 هر آئينه ثابت شد وعدهء عذاب بر اكثر ايشان پس اكثر ايشان ايمان نمىآرند ( 7 ) 36 / 8 هر آئينه ما ساختيم در گردن ايشان طوقها پس آن طوقها تا زنخ باشند پس ايشان سربالاكردگانند ( 8 ) 36 / 9 و ساختيم پيش روى ايشان ديوارى و پس پشت ايشان ديوارى بازپوشيديم ايشان را پس ايشان هيچ نبينند ( 9 ) 36 / 10 و برابرست بر ايشان كه بيم كنى ايشان را يا بيم نه كنى ايشان را ايمان نياورند ( 10 ) 36 / 11 جز اين نيست كه مىترسانى كسى را كه پيروى پند كند و ترسد از خدا غائبانه پس بشارت ده او را به آمرزش و مزد گرامى ( 11 )
شرح
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُبه درستى كه درست شد قول به عذابعَلى أَكْثَرِهِمْبر بيشتر كافران يعنى كلمه لأملأن جهنّم من الجنة و الناس اجمعينفَهُمْ لا يُؤْمِنُونَپس ايشان نمىگروند مراد آنانند كه خداى در ازل مىدانسته كه ايشان بر كفر ميرند و يا بر شرك كشته شوند چون ابو جهل و امثال اوإِنَّا جَعَلْنابه درستى كه ما كرده‌ايمفِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًادر گردنهاى ايشان غلهافَهِيَپس آن غلها پيوسته شدهإِلَى الْأَذْقانِبه زنخهاى ايشان و نمىگذارد كه سرها بجنبانندفَهُمْ مُقْمَحُونَپس ايشان سر در هواماندگان‌اند و چشم بر هم نهادگان تمثيل كرد مشركان را بجمعى كه غلها در گردن داشته باشند آورده‌اند كه ابو جهل سوگند خورد كه اگر پيغمبر ص را در نماز بيند سر او را بشكند روزى ديد كه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم نماز مىگذارد سنگى برداشت و نزد وى آمد چون دست بالا برد تا سنگ بر وى زند دست او در گردن چمبر شد و سنگ در دست وى چسپيده در گردنش بماند و اين آيت آمد كه ما ايشان را بازداشتيم چنانچه مغلولان از كارها بازداشته شوند گويند قوم بنى مخزوم دست او را بجهد بسيار از گردن او جدا كردند مخزومى ديگر گفت من بروم و بدين سنگ محمد ص را بكشم چون به نزديك آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم آمد نابينا شد و اين آيت آمد كهوَ جَعَلْناو گردانيديم مامِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْدر پيش روى ايشانسَدًّاديوارى و حجابىوَ مِنْ خَلْفِهِمْو از پس ايشانسَدًّاپرده و مانعىفَأَغْشَيْناهُمْپس پوشانيديم چشمهاى ايشان رافَهُمْ لا يُبْصِرُونَپس ايشان نمىبينند كه محققان گفتند كه سد پيش طول امل است و سد عقب غفلت از جنايات گذشته و هرك را دو سد چنين احاطه كرده باشد هر آئينه چشم او پوشيده باشد از نظر در دلائل قدرت و نه‌بيند راه فلاح و هدايت راوَ سَواءٌ عَلَيْهِمْو يكسانست بر ايشانأَ أَنْذَرْتَهُمْكه بيم كنى ايشان راأَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْيا بيم نه‌كنى ايشان رالا يُؤْمِنُونَنمىگروند ايشان كه علم قديم و تقدير ازلى حكيم بقتل و موت ايشان بر كفر حكم كردهإِنَّما تُنْذِرُجز اين نيست كه تو بياگاهانى كه فائده بر آن مترتب باشدمَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَكسى را كه پيروى قرآن كند و مواعظ او بسمع قبول بشنودوَ خَشِيَ الرَّحْمنَو بترسد از خداى بخشندهبِالْغَيْبِبه پوشيدگى يعنى در نهان ازو ترسد نه در نظر خلقان يا از حق ترسد در آنچه غائبست ازو يعنى امور اخروىفَبَشِّرْهُپس مژده ده آن ترسنده رابِمَغْفِرَةٍبه آمرزش گناهان گذشتهوَ أَجْرٍ كَرِيمٍو مزدى بزرگ در زمان آينده يعنى بهشت ، در اسباب نزول آمده كه بنو سلمه گفتند يا رسول اللّه ص خانهاى ما از مسجد دور است اگر نزديك مسجد خانه گيريم چگونه باشد آيت آمده .