تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 978

مساهمون:

ص٩٧٨
35 / 41 هر آئينه خدا نگاه مىدارد آسمانها و زمين را از آنكه از جاى خود بلغزند و اگر بلغزند نگاه ندارد اين هر دو را هيچ‌كس بعد از خدا هر آئينه وى است بردبار آمرزگار ( 41 ) 34 / 42 و قسم خوردند به خدا سخت‌ترين قسم‌هاى خود كه اگر بيايد به ايشان ترساننده البته خواهند بود راه‌يافته‌تر از هريك امت پس چون آمد بديشان ترساننده زياده نكرد در حق ايشان مگر رميدن را ( مراد دارم ) ( 42 ) 35 / 43 سركشى در زمين و زياده نكرد مگر بدانديشى قبيح را و فرودنمىآيد و بال بدانديشى قبيح مگر باهل او پس منتظر نيستند مگر آئين عقوبت پيشينيان را پس نخواهى يافت آئين خدا را تبديلى و نخواهى يافت آئين خدا را تغيرى ( 43 )
شرح
إِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداى تعالىيُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَنگاه مىدارد آسمانها و زمين راأَنْ تَزُولابراى آنكه زائل نشوند از اماكن خود چه ممكن را در حال بقا ناچار ست از نگاهدارنده آورده‌اند كه چون يهود و نصارى عزير و عيسى را به فرزندى حق سبحانه نسبت كردند آسمان و زمين نزديك به آن رسيد كه شكافته گردد حق تعالى فرمود كه من بقدرت نگاه مىدارم ايشان را تا زوال نيابند يعنى از جاى خود نروندوَ لَئِنْ زالَتاو اگر زائل شوندإِنْ أَمْسَكَهُمانيست نگاهدارنده ايشان رامِنْ أَحَدٍهيچ‌كسمِنْ بَعْدِهِبعد او يعنى بعد از زوال بجاى نياوردإِنَّهُ كانَبه درستى كه خداى هستحَلِيماًبردبار كه به عقوبت يهود و نصارى تعجيل نمىكندغَفُوراًآمرزنده كسى را كه ازين قول رجوع كرده بوحدانيت وى گرايد و داند كه لم يلد و لم يولد صفت اوست نظمخداوندى كه معبودست و واحد * نگويد كس كه مولودست و والدكسى كو را نباشد كفو و مانند * به دو نسبت نشايد كرد فرزندرؤساى قريش شنيده بودند كه اهل كتاب تكذيب رسل خود كردند با يكديگر مىگفته كه لعن اللّه اليهود و النصارى چه دو طائفه بوده‌اند كه مكذّب پيغمبر خوداند به خداى كه اگر پيغمبر بما آمدى ما از ايشان راه‌يافته‌تر بودمى و بتصديق او شتابنده‌تر حق تعالى خبر داد كهوَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِو سوگند خوردند به خداى تعالىجَهْدَ أَيْمانِهِمْسخت‌ترين سوگندان خود كهلَئِنْ جاءَهُمْاگر آيد بديشاننَذِيرٌپيغمبرى بيم‌كنندهلَيَكُونُنَّهر آئينه باشندأَهْدىراه‌يافته‌ترمِنْ إِحْدَى الْأُمَمِاز يكى امتان گذشته چون يهود و نصارى و غير ايشانفَلَمَّا جاءَهُمْپس آن هنگام كه آمد بديشاننَذِيرٌبيم‌كننده يعنى حضرت محمد مصطفى عليه الصلاة و السلامما زادَهُمْزياده نه‌كرد آمدن وى ايشان راإِلَّا نُفُوراًمگر رميدن از حق و دور شدناسْتِكْباراًو نيفزود ايشان را مگر گردن‌كشى از فرمان الهىفِي الْأَرْضِدر زمينوَ مَكْرَ السَّيِّئِو آنكه مكر كردند بوى مكرى بد يعنى حيله انديشيدند در هلاك كردن آن نذيروَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِو باز نگردد مكر بد مگر باهل وى يعنى مكر هر ماكرى با وى احاطه كند و اطراف و جوانب وى فروگيرد هر چه در باب قصد كسى انديشيده باشد درباره خود مشاهده كند و ابن بحين را درين باب قطعه است اين دو بيت از آنجا ثبت افتاد قطعهدر باب من ز روى حسد يك دو ناسپاس * دمها زدند كوره تزوير يافتندراغما لنفسهم همه نيكى به من رسيد * ايشان جزاى فعل بد خويش يافتندفَهَلْ يَنْظُرُونَپس آيا انتظار مىبردند مكذبان و مكاران يعنىإِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَمگر سنت الهى را در پيشينيان كه عذاب اهل تكذيب و عقوبت ارباب مكر استفَلَنْ تَجِدَپس نيابىلِسُنَّتِ اللَّهِمر سنت خداى تعالى راتَبْدِيلًاتغيير يعنى عذاب را به ثواب بدل نتوانى كردوَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ- و نيابى مر سنت خداى راتَحْوِيلًاگردانيدنى يعنى از مكذبان و ماكران و به ديگرى حواله نتوان ساخت .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 978 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )