تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 965

مساهمون:

ص٩٦٥
34 / 48 بگو هر آئينه پروردگار من برتابد از علم غيب وحى راست را آن پروردگار دانائى پوشيده است ( 48 ) 34 / 49 بگو آمد سخن راست و آفرينش تو نمىكند معبود باطل و نه ديگر بار آفريند ( 49 ) 34 / 50 بگو اگر گمراه شدم پس جز اين نيست كه گمراه مىشوم بر نفس خويش و اگر راه يابم پس بسبب آنست كه وحى فرستد بسوى من پروردگار من هر آئينه وى شنوا نزديك است ( 50 ) 34 / 51 و تعجب كنى اگر بينى چون مضطرب شوند پس نباشد از عذاب خلاص شدن و گرفته شوند از هر جانب نزديك ( 51 ) 34 / 52 و گويند آنگاه ايمان آورديم به قرآن و از كجا بود ايشان را بدست آوردن ايمان از جاى دور ( يعنى محال شد ) ( 52 ) 34 / 53 و حال آنكه كافر بودند به قرآن پيش ازين و مىاندازند ناديده از مكان دور ( 53 )
شرح
قُلْ إِنَّ رَبِّيبگو به درستى كه پروردگار منيَقْذِفُ بِالْحَقِّمىافگند حق را يعنى وحى را القا مىكند بر هر كه مىخواهد يا سخن راست و درست را منتشر مىسازد در آفاق مراد افشاى دين الاسلام و اظهار احكام آن استعَلَّامُ الْغُيُوبِاوست داناى پوشيده‌ها و هيچ چيز برو مخفى نيستقُلْ جاءَ الْحَقُّبگو اى محمد ص آمد سخن درست و راست يعنى قرآن يا اسلام يا بعثت پيغمبروَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُو نمىآفريند باطل يعنى ابليس يا بت چيزى راوَ ما يُعِيدُو بازنگرداند آن را يعنى قادر نيست بر خلق و بعثقُلْ إِنْ ضَلَلْتُبگو اگر بلغزيدم از راه حق همچنان‌كه گمان برديد به منفَإِنَّما أَضِلُّپس جز اين نيست كه مىلغزمعَلى نَفْسِيبر نفس خود يعنى و بال آن عايد به من استوَ إِنِ اهْتَدَيْتُو اگر به راه راست رومفَبِما يُوحِيپس بسبب آنست كه وحى مىفرستدإِلَيَّبسوى منرَبِّيپروردگار من چه توفيق هدايت وابسته بعنايت اوستإِنَّهُبه درستى كه خداى تعالىسَمِيعٌشنوا است دعاى بندگان راقَرِيبٌنزديك است به اميد نيازمندانوَ لَوْ تَرىو اگر ببينى كافران راإِذْ فَزِعُواچون ترسان شوند نزديك مرگ يا بوقت بعث يا در روز بدر به بينى امرى عجيب با هولفَلا فَوْتَپس نباشد هيچ قوّتى يعنى بگريختن و پناه به حصنى بردن عذاب از ايشان فوت نشدوَ أُخِذُواو گرفته شوندمِنْ مَكانٍ قَرِيبٍاز جاى نزديك يعنى از روى زمين به زير زمين يا از موقف به دوزخ يا از صحراى بدر به چاه بدر و در بعضى تفاسير آمده كه اين آيت در شان سفيان و قوم او است كه در آخر زمان خروج كند و لشكرى از شام به جهت تخريب كعبه معظمه زادها اللّه شرفا ترتيب نمايد و آن جمع در باديه به زمين فرود روند پس معنى اخذوا من مكان قريب بدين تفسير آن است كه از تحت اقدام خود مأخوذ گردند و از تمام آن لشكر دو كس نجات يابند يكى بشارت مكه برد و ديگر كه او را ناحيه جهنى گويند روى او بقفا گشته خبر خسف قوم بسفيان رساندوَ قالُواو گويند مشركان مكه يا لشكر سفيانى بوقت مرگ يا زمان خسفآمَنَّا بِهِايمان آورده‌ايم به خداى تعالى يا به پيغمبر ص يا بحشر ما را بازگردانيد به دنياوَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُو از كجا باشد ايشان را بازگشتن و حفص غير مهموزى خواند و آن بمعنى تناول است يعنى از كجا بود ايشان را فراگرفتن ايمانمِنْ مَكانٍ بَعِيدٍاز موضع دور كه آن عالم آخرت است و محل تكليف ايمان دنيا است و نزديك قيامت باس آخرت مشهود شده پس ايمان سود نكندوَ قَدْ كَفَرُوا بِهِو حال آنكه نگرويده‌اند به خدا يا رسول او يا به بعثمِنْ قَبْلُپيش ازين كه در حيز تكليف بودندوَ يَقْذِفُونَو مىافگندندبِالْغَيْبِبه پوشيدگى سخنان را يعنى به گمان خود سخنان مىگفتند و بر قرآن و رسول طعن مىكردندمِنْ مَكانٍ بَعِيدٍاز جاى دور يعنى دور بودند از آنچه مىگفتند و نمىدانستند كه چه مىگويند .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 965 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )