تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 954

مساهمون:

ص٩٥٤
34 / 10 و هر آئينه داديم داود را از نزديك خود بزرگى گفتيم اى كوهها به زير و بم تسبيح گوئيد همراه او و مسخرش ساختيم مرغان را و نرم گردانيديم براى او آهن ( 10 ) 34 / 11 فرموديم كه بساز زرههاى گشاده و اندازه نگاه دار در بافتن حلقها و اى اهل بيت داود به عمل آريد كردارهاى شايسته هر آئينه من به آنچه مىكنيد بيناام ( 11 ) 34 / 12 و مسخر ساختيم براى سليمان باد را سير اول روز و يك‌ماهه راه بود و سير آخر روز او نيز يك‌ماهه راه بود و روان ساختيم براى او چشمهء مس و مسخّر ساختيم از ديوان كسى را كه كار مىكرد پيش او به حكم پروردگار خويش و هر كه كجى كند از ديوان از حكم ما بچشانيم او را پاره از عقوبت دوزخ ( 12 )
شرح
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَو هر آئينه ما داديم داود رامِنَّااز نزديك مافَضْلًازيادتى بر سائر مردمان كه نبوت بوده يا زبور يا بادشاهى يا حسن خلق با رعيت يا توفيق عدل در حكم يا بخشايش بر عجزه و ضعفا يا حلاوت مناجات يا علم به‌آنكه جز بارگاه او ملجا و پناهى نيست و در عين المعانى آورده كه مراد صوت حسن است چه هرگاه كه داود عليه السلام بزبور خواندن مشغول گشتى سباع و وحوش از منازل خود بيرون آمده استماع آواز دلنواز او كردندى و طيور از نغمات جان‌فزايش مضطرب گشته خود را از هوا بر زمين افگندندى نظمز صوت دلكشش جان تازه گشتى * روان را ذوق بىاندازه گشتىسپهر چنگ پشت ارغنون ساز * از ان پرحال‌تر نشنوده آوازو بعضى گفته‌اند كه فضل آنست كه بعد ازين مىگويديا جِبالُ أَوِّبِيگفتيم ما كه اى كوهها بازگردانيد آوازهاى خود رامَعَهُبا داود بر وقت تسبيح او يعنى موافقت كنيد با وى يا سير كنيد با وى هرجا كه رود و هرگاه كه خواهد و اين معجزه داود عليه السلام بود كه هرگاه خواستى كوه با او روان شدىوَ الطَّيْرَو مسخر كرديم وى را مرغان تا در وقت ذكر با وى موافقت نمودندى آورده‌اند كه چون داود عليه السلام تسبيح گفتى كوهها به صدا وى را مدد دادندى و مرغان بر زبر سر وى صف كشيده بالحان دلاويز امداد نمودندى و بسيار كس از مستمعان آن نغمات قالب از ارواح تهى كردندى بيتچو گردد مطرب من نغمه‌پرداز * ز شوقش مرغ روح آيد به پروازروزى فرشته به زيارت داود عليه السلام آمد و گفت تو پيغمبر خدا و خليفه اويى اولى آن است كه طعام تو از كسب تو باشد داود از خدا پيشه طلبيد امر شد كه زره‌گرى كند و آن را بر وى آسان گردانيد چنانچه مىفرمايدوَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَو نرم گردانيديم مر او را آهن بىآتش و مطرقه چنانچه آهن در دست او به مثابه موم نرم بودى و در وى هر تصرفى كه خواستى كردى و فرمان داديمأَنِ اعْمَلْبه‌آنكه بسازسابِغاتٍزره‌هاى فراخ دامن گشادهوَ قَدِّرْو اندازه نگهدارفِي السَّرْدِدر بافتن آن يعنى حلقه‌هاى مساوى در هم افگن تا وضع آن متناسب افتد در تيسير آورده كه هر روز زرهى تمام كردى و به شش هزار درهم فروختى چهار هزار تصدق كردى و دو هزار نفقه عيال ساختى و در لباب گفته كه چون وفات يافت شش هزار زره در خانه او بودوَ اعْمَلُواو ديگر گفتيم اى داود تو با اهل خود عمل كنيدصالِحاًعمل شايسته يعنى خالص از اغراضإِنِّيبه درستى كه منبِما تَعْمَلُونَبه‌آنچه شما كنيدبَصِيرٌبيناام و لائق آن پاداش خواهيم دادوَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَو مسخر كرده شده مر سليمان عليه السلام را بادغُدُوُّها شَهْرٌرفتن او بامداد يك‌ماهه راهوَ رَواحُها شَهْرٌو شبانگاه نيز مسيرت شهرى صباح از تدمر بيرون آمدى و قيلوله در اصطخر شيراز كردى و شب را بكابل رفتى و آنجا بيتوتت نمودىأَسَلْناو جارى كرديملَهُبراى اوعَيْنَ الْقِطْرِچشمه مس گداخته را تا از معدن بيرون آمدى چون آب روان و آن در موضعى بود از يمن بقرب صنعا و در ماهى سه روز سيلان كردى و از ان مس آنچه مىخواستند مىساختندوَ مِنَ الْجِنِّو رام كرده شد مر او را از ديوانمَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِكسى كه كار كردى پيش اوبِإِذْنِ رَبِّهِبفرمان پروردگار او و مقرر كرديموَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْهر كه بگردد و مائل شود از ديوان و سركشى كندعَنْ أَمْرِنااز فرمان ما و از طاعت سليماننُذِقْهُبچشانيم او رامِنْ عَذابِ السَّعِيرِاز عذاب آتش افروخته در عقبى و گويند در دنيا ملكى كه تازيانه از آتش در دست داشته مقرر شده بود كه موكل باشد بر ديوان هرگاه كه از فرمان سليمان ع ديوى بيرون رود آن تازيانه آتش برو زند و او را بسوزد .