تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 932

مساهمون:

ص٩٣٢
33 / 19 بخل كنان به نسبت شما پس چون بيايد ترس به بينى كه ايشان در مىنگرند بسوى تو مىگردد چشمهاى ايشان مانند كسى كه بىهوش كرده شود از سختى موت پس چون برود ترس زبان درازى كنند بر شما به زبانهاى تيز بخل كنان بر مال اين جماعه ايمان نياوردند پس نابود ساخت خدا كردارهاى ايشان را و هست اين كار بر خدا آسان ( 19 ) 33 / 20 مىپندارند كه لشكرهاى كفار نرفته‌اند و اگر بيايند لشكرهاى تمنا كنند كاش ايشان صحرانشين بودندى در ميان اعراب سؤال مىكردند از اخبار شما و اگر باشند در ميان شما كارزار نكنند مگر اندكى ( 20 )
شرح
أَشِحَّةًدر حالتى كه بخيلانند به معاونت يا نفقهعَلَيْكُمْبر شما نمىخواهند كه ظفر و غنيمت مر شما را باشدفَإِذا جاءَ الْخَوْفُپس چون بيايد ترس دشمنرَأَيْتَهُمْبينى ايشان را كه از غايت بددلىيَنْظُرُونَ إِلَيْكَمىنگرند بسوى توتَدُورُ أَعْيُنُهُمْمىگردد چشمهاى ايشان در حدقه ايشان به چپ و راستكَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِمانند كسى كه پوشيده باشد بر وى يعنى غشى آورده باشد و بىهوش شدمِنَ الْمَوْتِاز سكرات موتفَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُپس چون برود خوفسَلَقُوكُمْبرنجانند شما را و سخنان سخت گويندبِأَلْسِنَةٍ حِدادٍبه زبان‌هاى تيز يعنى تيززبانى كنندأَشِحَّةًدر حالتى كه بخيل‌اندعَلَى الْخَيْرِبر غنيمت يعنى بوقت قسمت غنايم مجادله و مناقشه كنندأُولئِكَآن گروهلَمْ يُؤْمِنُوانگرويده‌اندفَأَحْبَطَ اللَّهُپس باطل گردانيده است خداى تعالىأَعْمالَهُمْكردارهاى ايشان يعنى جهادى كه بريا و غرض كرده‌اند يا ظاهر كرد خداى تعالى بطلان عمل ايشان راوَ كانَ ذلِكَو هست آن اظهارعَلَى اللَّهِبر خداى تعالىيَسِيراًآسانيَحْسَبُونَ الْأَحْزابَآن گروه پندارند احزاب را يعنى لشكرهاى كفار را كه ايشانلَمْ يَذْهَبُوابازنگشتند يعنى ترس و بددلى منافقان به مثابه‌ايست كه با وجود آنكه مشركان به هزيمت رفته باشند هنوز مىپندارند كه گرداگرد مدينه فروگرفته‌اند و به جنگ ايستادهوَ إِنْ يَأْتِ الْأَحْزابُو اگر بيايند اين لشكر نوبتى ديگريَوَدُّوادوست مىدارند منافقانلَوْ أَنَّهُمْتمنا مىكنند آنكه ايشانبادُونَصحرانشين باشندفِي الْأَعْرابِدر ميان عرب باديه‌نشين يعنى از بددلى مىخواهند كه در مدينه نباشند بلكه در باديه ساكن شونديَسْئَلُونَمىپرسند آينده و رونده راعَنْ أَنْبائِكُمْاز خبرهاى شما و دشمنان و آنچه گذشته باشد ميان شما و ايشانوَ لَوْ كانُواو اگر باشندفِيكُمْدر ميان شما يعنى در مدينه و مقاتله با عدادست دهدما قاتَلُواكارزار نه‌كنندإِلَّا قَلِيلًامگر اندكى .