33 / 24
تا جزا دهد خدا راستگويان را در مقابلهء راستى ايشان و عذاب كند منافقان را اگر خواهد يا برحمت بازگردد بر ايشان هر آئينه خدا هست آمرزنده مهربان ( 24 )
33 / 25
و بازگردانيد خدا كافران را با خشم ايشان نيافتند هيچ منفعتى و كفايت كرد خدا از طرف مسلمانان در مقدمهء جنگ و هست خدا توانا غالب ( 25 )
33 / 26
و فرودآورد آنان را كه مددگارى اين لشكرها كرده بودند از اهل كتاب از قلعههائى ايشان و افگند در دل ايشان خوف طائفه را مىكشتيد و اسيرى گرفتيد طائفه را ( 26 )
شرح
لِيَجْزِيَ اللَّهُتا جزاى دهد خداى تعالىالصَّادِقِينَراستگويان يعنى وفاكنندگان رابِصِدْقِهِمْبه راستى ايشان يعنى به وفاى ايشانوَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَو تا عذاب كند منافقان راإِنْ شاءَاگر خواهد كه بر نفاق بميرندأَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْيا بازگردد بتوفيق توبه بر ايشان يعنى ايشان را توفيق توبه دهدإِنَّ اللَّهَ كانَبه درستى كه خداى هستغَفُوراًآمرزنده آن را كه توبه كندرَحِيماًمهربان بر كسى كه بر توبه بميرد در اخبار آمده است كه احزاب بيست روز يا بيست و هفت روز بر ظاهر مدينه توقف كردند و روزها بر كنار خندق آمدندى و از جانبين جنگ تير و سنگ شدى و شبها عزم شبخون كردندى حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم سوار شده با جمعى از صحابه رض بدفع آن اشتغال نمودى روزى عمرو بن عبد ود كه شجاع عرب بوده او را با هزار مرد مقابله كردندى با چهار تن ديگر از دليران لشكر كفار خندق را عبور كرد پيش آمدند مبارز طلبيدند عمرو بر دست مرتضى على كرم اللّه وجهه كشته شد و نوفل را مسلمانان سنگسار مىكردند مرتضى على كرم اللّه وجهه از ميانش به دونيم كرد دل كافران شكسته شد و حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم روز دوشنبه و سهشنبه و چهارشنبه در مسجد دعاء فتح بر احزاب كرد و روز چهارشنبه ميان نماز پيشين و نماز ديگر اثر فتح ظاهر شد حق سبحانه باد صبا را به مددكارى فرستاد بيتباد صبا ببست ميان نصرت ترا * ديدى چراغ را كه كند باد ياورىصبا زلزله در آن لشكر افگند و آتشهاى ايشان را كشتن گرفت و ملائكه فرود آمده طنابهاى خيمه ايشان را مىبريدند و ميخها مىكندند ايشان درمانده روى به هزيمت نهادند و بىدغدغه قتال بمفاتيح يمن و اقبال ابواب فتح و نصرت گشاده گشت بيت بىدردسر نيزه و آمد شد شمشير * آن فتح كه مفتاح امان بود برآمدوَ رَدَّ اللَّهُو بازگردانيد خداى تعالى از مدينهالَّذِينَ كَفَرُواآنان را كه نگرويدند بوى يعنى احزاببِغَيْظِهِمْبا خشم ايشان يعنى خشمناك برفتندلَمْ يَنالُوا خَيْراًنيافتند غنيمتى و نصرتىوَ كَفَى اللَّهُو كفايت كرد خداى تعالىالْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَمؤمنان را از جنگ كردن بسبب باد صبا و ملائكهوَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّاو هست خداى تعالى توانا بر احداث هر چه خواهدعَزِيزاًغالب بر همه اشياء بعد از فرار كفار حكم شد كه بحرب بنى قريظه روند كه عهد شكسته مددگارى احزاب نموده بودند لشكر اسلام ايشان را پانزده شبانهروز محاصره كردند و كار بر ايشان تنگ شد بر حكم سعد بن معاذ كه امير لشكر بود فرود آمدند و سعد رض حكم فرمود كه مردان ايشان را بكشند و زنان و كودكان ايشان را برده گيرند و اموال ايشان بر مؤمنان قسمت كنند حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه حكمى كردى كه خداى تعالى از بالاى هفت آسمان همان حكم كرده بود و حق سبحانه ازين واقعه خبر مىدهدوَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْو فرود آورد خداى تعالى آنان را كه يارى دادند احزاب را و هم پشت ايشان گشتندمِنْ أَهْلِ الْكِتابِاز اهل توريت يعنى يهود قريظه رامِنْ صَياصِيهِمْاز قلعههاى ايشانوَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَو افگند در دلهاى ايشان ترس از پيغمبر ص و لشكر اوفَرِيقاً تَقْتُلُونَگروهى را مىكشيد تا نه صد تن از ايشان يا هفتصد تن بكشتندوَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاًو برده و اسير مىگيريد گروهى را يعنى زنان و فرزندان ايشان را .