تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
33 / 27 و عاقبت كار بشما داد زمين ايشان را و خانه‌هاى ايشان را و مالهاى ايشان را و نيز عاقبت كار بشما داد زمينى را كه نفرسوده‌ايد آن را و هست خدا بر همه چيز توانا ( 27 ) 33 / 28 اى پيغمبر بگو به زنان خود اگر خواسته باشيد زندگانى دنيا و آرايش آن پس بيائيد تا جامه دهم شما را و رها كنم شما را رها كردن نيك ( 28 ) 33 / 29 و اگر مىخواهيد خدا و پيغامبر را و سراى آخرت را پس هر آئينه خدا آماده ساخت براى زنان نيكوكارىكننده از شما مزد بزرگ ( 29 ) 33 / 30 اى زنان پيغمبر هر كه به عمل مىآرد از شما بدكارى ظاهر دو چند كرده شود ويرا عذاب دو چندان و هست اين مقدمه بر خدا آسان ( 30 )
شرح
وَ أَوْرَثَكُمْو ميراث داد شما راأَرْضَهُمْزمين ايشان يعنى مزارع و حدائقوَ دِيارَهُمْو سراهاى ايشان يعنى حصون و قلاعوَ أَمْوالَهُمْو مالهاى ايشان يعنى نقود و امتعه و مواشىوَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُهاو بشما داد زمينى را كه نه‌رفته‌ايد در ان يا مالك آن نبوده‌ايد مراد خيبر است يا ديار روم يا ممالك فارس و گفته‌اند هر زمينى كه به حوزه اهل اسلام درآيد تا قيامت درين خبر داخل استوَ كانَ اللَّهُو هست خداى تعالىعَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراًبر همه چيزى توانا پس قادر باشد بر فتح بلاد و تسخير آن به ملازمان سيد عباد عليه الصلاة و السلام بيتلشكر عزم ترا فتح و ظفر همراه است * لا جرم هر نفس اقليم دگر مىگيردارباب سير برانند كه در سال تاسع از هجرت سيّد عالم صلى اللّه عليه و سلّم از ازواج طاهرات هجرت نمود و سوگند خورد كه يك ماه با ايشان مخالطت نكند و سبب آن بود كه از وى نفقه و كسوت زياده از مقدور مىطلبيدند چون برد يمانى و دق مصرى و امثال آن و چيزها طمع مىكردند كه در تصرف آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم نبود و اسباب ديگر كه در كتب سير مذكورست و بر هر تقدير ملول گشته از ايشان اعتزال فرمود بعليّه در مسجد كه خزانه وى بود تشريف فرمود و بعد از بيست و نه روز كه ماه بدان عدد تمام شده بود جبرئيل آيت تخيير فرود آورد كهيا أَيُّهَا النَّبِيُّاى پيغمبرقُلْ لِأَزْواجِكَبگو مر زنان خود راإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَاگر هستيد شما كه مىخواهيدالْحَياةَ الدُّنْيازندگانى دنيا را يعنى تنعم در انوَ زِينَتَهاو آرائش آن را چون ثياب فاخره و پيرايها بتكلّففَتَعالَيْنَپس بيائيد كهأُمَتِّعْكُنَّبدهم شما را متعه طلاق چنانچه مطلقه را دهند سوى المهروَ أُسَرِّحْكُنَّو رها كنم شما راسَراحاً جَمِيلًارها كردن نيكو به رغبت نه از روى كراهتوَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَو اگر هستيد كه مىخواهيد ثواب خداى تعالىوَ رَسُولَهُو خوشنودى رسول او را -وَ الدَّارَ الْآخِرَةَو نعيم سراى ديگرفَإِنَّ اللَّهَپس به درستى كه خداى تعالىأَعَدَّآماده كرده استلِلْمُحْسِناتِمر زنان نيكوكار رامِنْكُنَّاز شما يعنى كه اختيار شق ثانى كنندأَجْراً عَظِيماًمزدى بزرگ كه زخارف دنيا در جنب آن محقّر و مختصر باشد آورده‌اند كه اوّل كسى از ازواج طاهرات رض كه خدا و رسول را اختيار فرمود عايشه صديقه رضى اللّه عنها بوديا نِساءَ النَّبِيِّاى زنان پيغمبرمَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّهركه بيايد از شمابِفاحِشَةٍبكارى ناپسنديدهمُبَيِّنَةٍپيدا كرده و روشن شده و حفص رح بكسر يا مىخواند يعنى فاحشه ظاهر و هويدا كه نافرمانى رسول استيُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُدو تو كرده شود مر او را عذابضِعْفَيْنِدو برابر آنكه زنان ديگران را باشد چه گناه از ايشان زشت‌تر استوَ كانَ ذلِكَو هست اين تضعيف عذابعَلَى اللَّهِ يَسِيراًبر خداى تعالى آسان .