تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 917

مساهمون:

ص٩١٧
31 / 28 نيست آفريدن شما و نه برانگيختن شما الا مانند آفريدن و برانگيختن يك‌تن هر آئينه خدا شنوا بيناست ( 28 ) 31 / 29 آيا نديدى كه خدا در مىآرد شب را در روز و در مىآرد روز را در شب و رام گردانيد آفتاب و ماه را هر يكى مىرود تا مدتى معين و آيا نديدى كه خدا به آنچه مىكنيد خبردارست ( 29 ) 31 / 30 اين كارها بسبب آنست كه خدا همونست ثابت و بسبب آنست كه آنچه مىپرستند بجز وى بىاصل است و بسبب آنست كه خدا همونست بلندمرتبه بزرگ قدر ( 30 ) 31 / 31 آيا نديدى كه كشتى مىرود در دريا بفضل خدا تا بنمايد شما را بعض نشانهاى خويش هر آئينه درين مقدمه نشانهاست هر صبركننده سپاس‌دارنده را ( 31 )
شرح
ما خَلْقُكُمْنيست آفريدن شما اى اهل مكّهوَ لا بَعْثُكُمْو نه برانگيختن شما بعد از مرگإِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍمگر مانند آفريدن و برانگيختن يكتن چه حق سبحانه در خلق اشياء بآلات و ادوات و اعانت و مددگاران محتاج نيست بلكه به كلمه كن صد هزار عالم ايجاد كند و در بعث اموات به ترتيب مقدمات احتياج ندارد بلكه اسرافيل را فرمايد كه بگو برخيزيد از گورها به يك دعوت او همه خلائق از گورها بيرون آيندإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌبه درستى كه خداى شنواست همه مسموعات رابَصِيرٌبينا است همه مبصرات را و هر آئينه بقدرت چنين كس عجز را راه نيست بيتقدرت بىعجز ندادى به كس * قدرت بىعجز تو دارى و بسأَ لَمْ تَرَآيا نديدى و ندانستىأَنَّ اللَّهَآنكه خداى تعالىيُولِجُ اللَّيْلَدرمىآرد ظلمت شب رافِي النَّهارِدر روشنى روز اين وقتى بود كه شب درآيدوَ يُولِجُ النَّهارَو داخل مىگرداند روشنى روز رافِي اللَّيْلِدر تاريكى شب زمانى كه روز پديد آيد يا مقادير ايشان كم و زياده مىكندوَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَو رام كرد آفتاب و ماه را كه سبب منافع خلق‌اندكُلٌّ يَجْرِيهر يك ازين نيّرين مىرود در فلك خودإِلى أَجَلٍ مُسَمًّىتا زمان نامبرده كه روز قيامت است و جريان ايشان در ان روز منقطع گرددوَ أَنَّ اللَّهَو به درستى كه خداى تعالىبِما تَعْمَلُونَبه‌آنچه شما مىكنيدخَبِيرٌداناست و كنه امور را مىشناسدذلِكَآن سعت علم و شمول قدرتبِأَنَّ اللَّهَبسبب آنست كه خداى تعالىهُوَ الْحَقُّاوست ثابت در ذات خود و واجب بوجود خويشوَ أَنَّ ما يَدْعُونَو آنچه شما مىخوانيد و حفص به غيبت مىخواند يعنى آنچه مشركان مىخوانند و مىپرستندمِنْ دُونِهِبجز خداىالْباطِلُبيهوده و ناحق استوَ أَنَّ اللَّهَو ديگر سبب آنست كه خداىهُوَ الْعَلِيُّاوست برتر يعنى غالب بر همهالْكَبِيرُبزرگ است كه ازو بزرگترى نيستأَ لَمْ تَرَآيا نديدى و ندانستىأَنَّ الْفُلْكَآنكه كشتىتَجْرِي فِي الْبَحْرِمىرود در دريابِنِعْمَتِ اللَّهِبه منت و احسان او كه او را بر روى آب نگاه مىدارد و باد را براى رفتن او مىفرستدلِيُرِيَكُمْتا بنمايد شما رامِنْ آياتِهِبعضى از دلائل قدرت خود در حركت كشتى و برخى از عجائب بحرإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در امر كشتى و دريالَآياتٍهر آئينه نشانهاست در شمول قدرت و كمال حكمت و وفور نعمتلِكُلِّ صَبَّارٍمر هر صبركننده را بر بلاى اوشَكُورٍشكر گوينده بر نعمهاى او .