31 / 20
آيا نديديد كه خدا رام گردانيد براى شما آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است و تمام فرودآورد بر شما نعمتهاى خود را آشكارا و پنهان و از مردمان كسى هست كه مكابره مىكند در باب خدا به غير دانش و هدايت و به غير كتاب روشن ( 20 )
31 / 21
و چون گفته شود به ايشان كه پيروى كنيد چيزىرا كه فرودآورد خدا گويند بلكه پيروى كنيم چيزى را كه يافتيم بر آن پدران خود را آيا پيروى مىكنند اگر چه شيطان مىخواند ايشان را بسوى عذاب دوزخ ( 21 )
31 / 22
و هر كه متوجه ساخت روى خود را بسوى خدا و وى نيكوكار است پس هر آئينه دست زده است بدست آويزى محكم و بسوى خدا است بازگشت كارها ( 22 )
شرح
أَ لَمْ تَرَوْاآيا نمىبينيد اى مردمانأَنَّ اللَّهَآن را كه خداى تعالىسَخَّرَ لَكُمْرام ساخت براى نفع شماما فِي السَّماواتِآنچه در آسمانها است از آفتاب و ماه و ستاره تا از روشنى ايشان بهرهمند شويد و ستارگان تا بديشان راه بريدوَ ما فِي الْأَرْضِو آنچه در زمينست از كوه و بيابان و درياها و حيوانات و نباتات و معادن تا از ان انتفاع گيريدوَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْو تمام كرد بر شمانِعَمَهُ ظاهِرَةًنعمتى آشكاراوَ باطِنَةًو پوشيده خود را يعنى آنچه مىشناسيد يا نعمت محسوسه و معقوله و حفص نعمه بجمع مىخواند و در نعمت ظاهر و باطن علماء را درين آيت سخن بسيارست صاحب تيسير آورده كه در كتاب بحر العلوم نعمت سى صد تفسير كرده و آنچه مشهورست نعمت ظاهر حضرت رسالتپناه است صلى اللّه عليه و آله و سلّم و باطنه امداد ملائكه و بقولى نعمت ظاهره و باطنه حسن اخلاق و نيكوئى خلق است يا اقرار و تصديق يا نطق و عقل يا وجود نعمت و شهود منعم يا تسويه اعضا و و معرفت ملك اعلا يا حفظ قرآن و فهم آن يا نهار و ليل يا صلاة و صوم يا ذكر لسان و فكر جنان و صحت اديان يا بصر و بصيرت يا جذب منافع و دفع مضار يا نماى اموال و صفاى احوال يا نبوّت و ولايت شيخ جمال الدين ساجى قدس سره فرموده كه فخر الاولياء يونس سجاوندى رح گفته نعمت ظاهر انصاف گدايان دادن است بروز و نعمت باطن انصاف گدائى دادن است به شب و باقى وجوه علماء و عرفا در جواهر التفسير مثبت است و مذكور و اللّه الموفق و الى اللّه ترجع الامور بيتكوششى كن در سوى آن بحر و بر * كاندر ان يا بى صدفها پرگهروَ مِنَ النَّاسِو از مردمانمَنْ يُجادِلُكسى است كه جدال مىكند و خصومت مىورزدفِي اللَّهِدر كتاب خداى تعالى يعنى نضر بن حارث كه مىگفت افسانه پيشينيان است و در عين المعانى آورده كه يهودى از حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم پرسيد كه خداى تو از چه چيزست فى الحال او را صاعقه گرفت و اين آيت فرود آمد كه از مردمان كسى بود كه مجادله كند در ذات حقبِغَيْرِ عِلْمٍبىدانشىوَ لا هُدىًو بىبيانى از نزديك خداوَ لا كِتابٍ مُنِيرٍو بىكتابى روشن بلكه بمحض تقليد چنانچه فرمود كهوَ إِذا قِيلَ لَهُمُو چون گويند مر ايشان را بصدقاتَّبِعُواپيروى كنيدما أَنْزَلَ اللَّهُآن چيزى را كه فرستاده است خداى يعنى قرآن و بدان بگرويدقالُواگويندبَلْ نَتَّبِعُنمىگرويم و متابعت نمىكنيم آن را بلكه پيروى مىكنيمما وَجَدْنا عَلَيْهِآن چيزى را كه يافتيم بر آنآباءَناپدران خود را يعنى سلوك بر طريق آبا مىكنيمأَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُآيا اگر هست شيطان كه بوساوس و هواجسيَدْعُوهُمْبخواند ايشان راإِلى عَذابِ السَّعِيرِبسوى عذاب دوزخ ايشان همچنان پيروى كنند او را و از تقليد در نگذرندوَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُو هر كه خالص سازد دين يا عمل خود را يا باخلاص توجه كندإِلَى اللَّهِبسوى خداىوَ هُوَ مُحْسِنٌو حال آنكه او نيكوكار باشد يعنى موحدفَقَدِ اسْتَمْسَكَپس هر آئينه بتحقيق دست زده باشدبِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىآويزى محكم كه كلمه شهادت است يا اسلام يا قرآن و گفتهاند الحب فى اللّه و البغض فى اللّه و اشهر رعايت طريقه سنت و جماعت استوَ إِلَى اللَّهِو بسوى حضرت خداوندستعاقِبَةُ الْأُمُورِبازگشت همه كارها يعنى اهل امور كه خلائقاند بازگشت ايشان بوى خواهد بود .