31 / 23
و هر كه كافر شود پس اندوهگين نكند ترا كفر وى بسوى ماست رجوع ايشان پس خبردار كنيم ايشان را به آنچه مىكردند هر آئينه خدا دانا است بخصلتى كه در سينها باشد ( 23 )
31 / 24
بهرهمند مىسازيم ايشان را اندكى باز به بيچارگى برانيم ايشان را بسوى عذاب سخت ( 24 )
31 / 25
و اگر سؤال كنى از ايشان كيست كه بيافريد آسمانها و زمين را البته بگويند خدا آفريد بگو ستايش خدائ راست بلكه اكثر ايشان نمىدانند ( 25 )
31 / 26
خداى راست آنچه در آسمانها و زمين است هر آئينه خدا همانست بىنياز ستوده ( 26 )
31 / 27
و اگر آنچه در زمين است از درختان قلمها شوند و دريا سياهى بود زياده مىكند آن را بعد ازين دريا هفت درياى ديگر به پايان نرسند سخنان خدا ( يعنى معلومات ) او هر آئينه خدا غالب با حكمت است ( 27 )
شرح
وَ مَنْ كَفَرَو هر كه نگرود و چنگ در عروه وثقى نزندفَلا يَحْزُنْكَپس بايد كه اندوهگين نسازد تراكُفْرُهُناگرويدن اوإِلَيْنابسوى ما استمَرْجِعُهُمْبازگشت ايشانفَنُنَبِّئُهُمْپس بياگاهانيم ايشان رابِما عَمِلُوابهآنچه كردهاند و تنبيه به عقوبت خواهد بودإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداى تعالىعَلِيمٌدانا استبِذاتِ الصُّدُورِبهآنچه در سينهاى شما است از خير و شرنُمَتِّعُهُمْبرخوردارى دهيم ايشان را بنعمت و سرورقَلِيلًازمانى اندك كه زود انقطاع يابدثُمَّ نَضْطَرُّهُمْپس بياريم ايشان را بيچارگى يعنى ناچار بيايندإِلى عَذابٍ غَلِيظٍبسوى عذابى سخت و گران كه هرگز سبك نشود بلكه در غلظت ترقى يابدوَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْو اگر بپرسى مر كافران رامَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَكه بيافريد آسمانها و زمين رالَيَقُولُنَّ اللَّهُهر آئينه گويند معبود به حق و آفريننده مطلق چه دلائل مانع از اسناد آفرينش به غير او بسيار روشن استقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِبگو اى محمد ص سپاس مر خداى را عزّ و جلّ كه اعتراف مىكنند بهآنچه موجب بطلان اعتقاد ايشان استبَلْ أَكْثَرُهُمْبلكه بيشتر ايشانلا يَعْلَمُونَنمىدانند كه به اين اقرار ملزم مىشوندلِلَّهِمر خداى راستما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِآنچه در آسمانها و زمين است يعنى همه مخلوق وىاند پس در آسمان و زمين جز وى مستحق عبادت نبودإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّبه درستى كه خداى تعالى اوست بىنياز بذات خود پيش از خلق اشياءالْحَمِيدُستوده صفات خود قبل از نطق احيا يا غنى است از ستايش ستايشكنندگان و ستوده است بىستايش ايشان بيتاى غنى در ذات خود از ما سواى خويشتن * خود تو مىگوئى به خود حمد و ثناى خويشتندر أواخر سورة الكهف گذشت كه جهودان اعتراض كردند بر قرآن كه جاى مىگويد در قرآن كه شما را به حكمت چيزى بسيار داديم و جائى مىگويد كهوَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا *و اين آيت آمد كهقُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداًالآية درين سوره نيز براى تاكيد اين خبر مىفرمايد كهوَ لَوْ أَنَّو اگر بودىما فِي الْأَرْضِآنچه در زمينمِنْ شَجَرَةٍاز درختانأَقْلامٌقلمهاوَ الْبَحْرُو درياى محيط با سعت خود مداد شدىيَمُدُّهُمدد دادى بحر محيط رامِنْ بَعْدِهِپس از فناى آب اوسَبْعَةُ أَبْحُرٍهفت درياى ديگر مانند او و بدان قلمها و بدان آبها مداد شده كتابت كردندىما نَفِدَتْبسر نرسيدى و به پايان نيامدىكَلِماتُ اللَّهِعلم الهى و عجائب صنع بادشاهى يا اسامى آنچه آفريده در دنيا و خواهد آفريد در عقبى يا حكم و فرمان او يا نعمتى كه در دارين بر بندگان اضافه مىكند جهت آنكه قلم و مداد متناهى است و آنچه مذكور شد نامتناهى استإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌبه درستى كه خداى تعالى غالب است در حكم و فرمان بىنهايتحَكِيمٌدانا است كه هيچ چيز از علم و حكمت او خارج نيست .