31 / 13
و ياد كن چون گفت لقمان به پسر خود و او پند مىداد آن پسر را اى پسرك من شريك مقرر مكن با خدا هر آئينه شرك ستمى است بزرگ ( 13 )
31 / 14
و حكم فرموديم آدمى را به نسبت پدر و مادر وى او در شكم برداشته است ويرا مادر وى در حال سستى بالاى سستى ديگر و از شير بازكردن او را در دو سال است به اين مضمون كه شكرگزارى كن مرا و پدر و مادر خود را بسوى من است بازگشت ( 14 )
31 / 15
و اگر كوشش كنند با تو بر آنكه شريك مقرر كنى با من چيزى كه نيست ترا به حقيقت آن دانش پس فرمانبردارى ايشان مكن و صحبت دار به ايشان در معيشت دنيا بوجه پسنديده و پيروى كن راه كسى كه رجوع دارد بسوى من باز بسوى من است رجوع شما پس بياگاهانم شما را به آنچه مىكرديد ( 15 )
شرح
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُو ياد كن چون گفت لقمانلِابْنِهِمر پسر خود نعم را و گفتهاند نام او ماثان يا ساران يا اشكم يا مشكور بودهوَ هُوَ يَعِظُهُو لقمان پند مىداد او را و مىگفتيا بُنَيَّاى پسرك من تصغير شفقت و مرحمت استلا تُشْرِكْ بِاللَّهِشرك ميار به خداىإِنَّ الشِّرْكَبه درستى كه شرك آوردن به خداىلَظُلْمٌ عَظِيمٌهر آئينه ستم بزرگ است چه تسويه مىكند مخلوق را با خالقوَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَو وصيت كرديم آدمى را و فرموديمبِوالِدَيْهِبه نيكوئى پدر و مادر او و از موجبات نيكوئى يكى آنست كهحَمَلَتْهُبرداشت فرزند راأُمُّهُمادر او چند وقت و سست مىشد در حملوَهْناًسست شدنى در آنعَلى وَهْنٍبر سست شدنى يعنى ضعفى بالاى ضعفىوَ فِصالُهُو بازكردن او از شيرفِي عامَيْنِدرگذشتن دو سال و درين مدّت او را شير داده و ديگر او را وصيت كرديم يعنى آدمى راأَنِ اشْكُرْ لِيبهآنكه شكرگوئى مراوَ لِوالِدَيْكَو بر پدر و مادر خود راإِلَيَّ الْمَصِيرُبسوى حكم منست بازگشت آدميان و بر شكر و ترك ايشان را جزا خواهم دادوَ إِنْ جاهَداكَو اگر كوشش كنند پدر و مادر توعَلى أَنْ تُشْرِكَ بِيبهآنكه شرك آرى به من و شريك گيرىما لَيْسَ لَكَآن چيزى را كه نيست ترابِهِ عِلْمٌباستحقاق شركت او دانشىفَلا تُطِعْهُماپس فرمان مبر ايشان راوَ صاحِبْهُماو مصاحبت كن به ايشانفِي الدُّنْيادر زندگانى دنيامَعْرُوفاًمصاحبتى نيكو چنانچه پسنديده شرع باشد و مقتضاى كرم بودوَ اتَّبِعْو پيروى كن در دينسَبِيلَ مَنْ أَنابَراه كسى را كه بازگشته استإِلَيَّبه من بتوحيد و اخلاص كه آن محمد ص است صلى اللّه عليه و آله و سلّم يا صديق اكبر رضى اللّه عنهثُمَّ إِلَيَّپس بسوى مجازات منستمَرْجِعُكُمْبازگشت شمافَأُنَبِّئُكُمْپس آگاهى خواهيم داد شما رابِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَبهآنچه هستيد كه مىكنيد از خير و شر نزول اين آيت در شان سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه است چنانچه در سوره عنكبوت گذشت و ذكر اين وصيت در اثناى قصّه لقمان بمناسبت نهيست از شرك آوردهاند كه مادر سعد سه روز آب و نان نخورد تا دهن وى را به چوب بشگافتند و آب در ان ريختند و سعد مىگفت كه فرضا اگر او را هفتاد روح باشد و يك يك ازو قبض كنند يعنى هفتاد بار بميرد من از دين اسلام برنمىگردم پس ديگر بار از وصيت لقمان خبر مىدهد كه گفت فرزند خود را .