تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 911

مساهمون:

ص٩١١
31 / 7 و چون خوانده شود برين شخص آيات ما روى بگرداند تكبركنان گويا نه شنيده است آن را گويا در دو گوش وى گرانى است پس خبر ده او را به عذاب درددهنده ( 7 ) 31 / 8 هر آئينه آنان كه ايمان آوردند و كردارهاى شايسته كردند ايشان‌راست بهشتهاى نعمت ( 8 ) 31 / 9 جاويدان آنجا وعده داده است خدا وعدهء راست و اوست غالب با حكمت ( 9 ) 31 / 10 آفريد آسمانها به غير ستونها كه ببينيد آن را و افگند در زمين كوهها براى احتراز از آنكه بجنباند شما را و پراگنده كرد در زمين از هر نوع جانور و فرودآورديم از آسمان آبى پس رويانيديم در زمين از هر جنس نيك ( 10 )
شرح
وَ إِذا تُتْلىو چون خوانده شودعَلَيْهِبر آن كس كه لهو حديث را خريده و برگزيدهآياتُناآيتهاى كلام ماوَلَّى مُسْتَكْبِراًرو بگرداند در حالتى كه گردن‌كش و متكبّر بود يعنى التفات به آن نكندكَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهاگويا كه هرگز نشنيدهكَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِگويا كه در هر دو گوش اووَقْراًگرانى استفَبَشِّرْهُپس اعلام كن او را و بجاى بشارت بيم دهبِعَذابٍ أَلِيمٍبعذابى دردناكإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوابه درستى آنان كه گرويده‌اند به خدا و رسول صوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو كردند عملهاى نيكو يعنى شايستهلَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِمر ايشان راست بهشتهاى با نعمت و ناز يا نعمتهاى بهشتخالِدِينَ فِيهادر حالتى كه جاويد باشند در انوَعْدَ اللَّهِوعده كرده است خداى تعالى وعده‌كردنىحَقًّادرست و راستوَ هُوَ الْعَزِيزُو او خداوند غالب است كه هيچ‌كس او را از وفا بعهد و وعده مانع نشودالْحَكِيمُراست‌كار كه هر چه كند بطريق حكمت بود بيتنه در وعده اوست نقض و خلاف * نه در كار او هيچ لاف و گزافخَلَقَ السَّماواتِبيافريد آسمانهابِغَيْرِ عَمَدٍبىستونتَرَوْنَهامىبينيد شما آن را برداشتهوَ أَلْقى فِي الْأَرْضِو بنهاد در زمين يعنى پيدا كرد درورَواسِيَكوههاى بلند پايدارأَنْ تَمِيدَ بِكُمْما شما را حركت ندهد و مضطرب نسازد چه زمين بر روى آب متحرك بود چون كشتى و بجبال راسيات آرام يافت و در موضح از ضحاك نقل مىكند كه حق سبحانه نوزده كوه را ميخ زمين كرد تا بر جاى ايستاد و از ان جمله كوه قافست و ابو قبيس و جودى و لبنان و سينين و طور سينا و ثبير و غير آنوَ بَثَّ فِيهاو پراگنده كرد در زمينمِنْ كُلِّ دابَّةٍاز هر جنبندهوَ أَنْزَلْناو فروفرستاده‌ايم التفات بتكلم به جهت اختصاص فعل است بفاعل يعنى به غير ما نفرستد و ما فرستاديممِنَ السَّماءِاز آسمان يا ابرماءًآبى كه باران استفَأَنْبَتْناپس برويانيديمفِيهادر زمين به آن آبمِنْ كُلِّ زَوْجٍاز هر صنف گياهىكَرِيمٍنيكو و بسيار منفعت .