29 / 11
و البته ممتاز كند خدا آنان را كه ايمان آوردند و البته ممتاز كند منافقان را ( 11 )
29 / 12
و گفتند كافران به مسلمانان پيروى راه ما كنيد و بايد كه ما برداريم گناهان شما را و نيستند ايشان بردارنده چيزى از گناهان آن جماعه هر آئينه ايشان دروغگويانند ( 12 )
29 / 13
و البته بردارند بارهاى خويش را و بارها را همراه بارهاى خويش و البته سؤال كرده شوند روز قيامت از آنچه افترا مىكردند ( 13 )
29 / 14
و هر آئينه فرستاديم نوح را بسوى قوم او پس توقف كرد در ايشان هزار سال مگر پنجاه سال پس درگرفت به ايشان طوفان و ايشان ستمكار بودند ( 14 )
شرح
وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواو هرآئينه مىداند خداى آنان را كه گرويدهاند بدلوَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَو هرآئينه مىداند منافقان را كه نهگرويدهاند و ايشان را در دنيا متميز خواهد ساخت به ابتلا و امتحان در بلا چه به محنت و بليت جوهر مردان شناخته شود چنان كه به آتش عيار زر و نقره معلوم گردد نظمبه شكل و هيئت انسان ز ره مرو زنهار * توان بصبر و تحمل شناخت جوهر مرداگر نهپاك بود از بلا بخواهد جست * و اگر در اصل بود پاك صبر خواهد كرددر لباب آورده كه ابو سفيان و اميه بن خلف امير المؤمنين عمر بن خطاب و خبّاب را رض گفتند كه از دين محدّث روى بتابيد و طريقه قديم پدران فرومگذاريد و اگر در اقامت بر دين آبا گناهى باشد ما آن را برداريم و شما را در زير بار آن گناه نگذاريم آيت آمدوَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُواو گفتند آنان كه نگرويدندلِلَّذِينَ آمَنُوامر آنان را كه تصديق كردنداتَّبِعُوا سَبِيلَناپيروى كنيد راه ما را يعنى متابع كيش پدران باشيدوَ لْنَحْمِلْو بايد كه برآوريمخَطاياكُمْگناهان شما را امر است در تاويل جزا يعنى اگر متابعت ما كنيد ما خطاى شما برداريموَ ما هُمْو حال آنكه نيستند كافرانبِحامِلِينَبردارندگانمِنْ خَطاياهُمْاز گناهان مؤمنانمِنْ شَيْءٍهيچ چيز راإِنَّهُمْ لَكاذِبُونَبه درستى كه ايشان هرآئينه دروغگويانند در سخن خود كه مىگويند كه بار خطاى مؤمنان برداريم و ايشان بر حمل آن از اندك و بسيار قادر نخواهند بود به جهت گرانى بار گناه خود و بار گناه آنان نيز كه بسبب ايشان گمراه شدند و متابعت ايشان نمودند كما قال سبحانه تعالىوَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْو هرآئينه خواهند برداشت در قيامت بارهاى گران گناهان خود راوَ أَثْقالًاو بارهاى گران ديگران رامَعَ أَثْقالِهِمْبا بارهاى گران خود يعنى وزر و و بال آنان را كه گمراه ساختهاند اضافه آثام و جرايم ايشان خواهند ساخت بىآنكه چيزى از گناه گمراهان كم گرددوَ لَيُسْئَلُنَّو هرآئينه سؤال كرده خواهند شد تابعان و متبوعانيَوْمَ الْقِيامَةِدر روز رستخيزعَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَاز آنچه هستند كه برمىبافتند از اباطيل و حيل كه سبب اضلال خلق مىشودوَ لَقَدْ أَرْسَلْناو به درستى كه فرستاديم مانُوحاً إِلى قَوْمِهِنوح ع را بسوى قوم اوفَلَبِثَپس درنگ كردفِيهِمْدر ميان ايشان به جهت دعوت ايشان بطريق حقأَلْفَ سَنَةٍهزار سالإِلَّا خَمْسِينَ عاماًمگر پنجاه سال روايت اشهر آنست كه نوح عليه السلام چهلساله مبعوث شد و نه صد و پنجاه سال خلق را به خدا دعوت كرد بعد از طوفان شصت سال بزيست و در احقاف از وهب نقل مىكند كه عمر نوح عليه السلام هزار و چهار صد سال بود صاحب عين المعانى فرموده كه سى صد و هفتادساله مبعوث شده و نهصد و پنجاه سال دعوت كرد و بعد از طوفان سى صد و پنجاه سال بزيست ملكالموت بوقت قبض روح از وى پرسيد كه اى درازترين پيغمبران از جهت عمر دنيا را چون يافتى فرمود كه يافتم مانند خانه كه دو در داشته باشد از يكى درآيند و از ديگرى بيرون روند قطعهگر عمر تو عمر نوح ع و لقمان ع باشد * آخر به روى چنان كه فرمان باشددر بودن دنيا و برون رفتن ازو * يك روز و هزار سال يكسان باشدايراد قصه نوح عليه السلام جهت تسلّى خاطر سيّد انام عليه الصلاة و السّلام و تنبيه بركشيدن ايذا و آزار قوم و تهديد مكذبان بذكر طوفان يعنى نوح عليه السلام نهصد و پنجاه سال جفاى قوم كشيد و همچنان دعوت مىفرمود كسى نمىگرويدفَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُپس بگرفت قوم او را عذاب طوفانوَ هُمْ ظالِمُونَو ايشان ستمكاران بودند .