29 / 4
آيا گمان كردند آنان كه به عمل آوردند خطاها كه پيش دستى كنند بر ما بد چيزى است كه بدان حكم مىكنند ( 4 )
29 / 5
هر كه اميد داشته باشد ملاقات خدا را پس هر آئينه ميعاد خدا البته آينده است و اوست شنوا دانا ( 5 )
29 / 6
و هر كه جهاد كند جز اين نيست كه جهاد مىكند براى نفع خويش هر آئينه خدا بىنياز است از عالمها ( 6 )
29 / 7
و آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند البته محو كنيم از سر ايشان خطاهاى ايشان را و البته جزا دهيم ايشان را به نيكوترين آنچه مىكردند ( 7 )
شرح
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَبلكه مىپندارند آنان كهيَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِمىكنند بديها چون كفر و معاصىأَنْ يَسْبِقُوناآنكه پيشى گيرند بر ما و ما را عاجز سازند از مجازات بر مساوى ايشانساءَ ما يَحْكُمُونَبد حكميست آنكه مىكنند در فتوحات مذكورست كه آيا مىپندارند گناهكاران كه بسيئات خود بر مغفرت و شمول رحمت من سبقت گيرند اين حكم ناپسنديده است زيرا كه رحمت من سبقت گرفته است بر ذنوب ايشان كه موجب غضب باشد بيتگر گناه تو از عدد بيش است * سبقت رحمتم از ان بيش استمَنْ كانَ يَرْجُواهر كه باشد كه اميد داردلِقاءَ اللَّهِلقاى خداى تعالى را در بهشت يا وصول به ثواب الهى و گفتهاند هر كه ترسد از روز رستخيز و عرض او بر خداى گو آماده باشفَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِپس به درستى كه مدتى كه خداى مقرر كرده براى لقا يا جزالَآتٍهرآئينه آينده استوَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُو اوست شنوا مر گفتار بندگان را دانا بضمائر و اسرار ايشانوَ مَنْ جاهَدَو هر كه جهاد كند با كفار يا به هواى نفس غدّارفَإِنَّما يُجاهِدُپس جز اين نيست كه جهاد كنيدلِنَفْسِهِبراى خود چه ثواب آن عايد به دو استإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداى تعالىلَغَنِيٌّهرآئينه بىنيازستعَنِ الْعالَمِينَاز طاعات و مجاهدات عالميان و تكليف عباد بعبادات جهت صلاح احوال ايشان استوَ الَّذِينَ آمَنُواو آنان كه گرويدهاندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو كردند كارهاى نيكولَنُكَفِّرَنَّهرآئينه محو مىكنيمعَنْهُمْاز ايشانسَيِّئاتِهِمْبدىهاى ايشانوَ لَنَجْزِيَنَّهُمْو هرآئينه پاداش دهيم ايشان راأَحْسَنَ الَّذِينيكوتر عملى را آنكهكانُوا يَعْمَلُونَبودند كه مىكردند يعنى توحيد را كه بهترين عمل ايشان است جزا دهيم و باقى اعمال را با آنكه در فضيلت مساوى آن نيست بر همان قياس پاداش دهيم ايشان را بهتر و بيشتر از عمل ايشان يكى را ده و زياده تا هفتصد زيرا كه ايشان محتاجاند و من بىنياز مصرعه رسم باشد كز غنى چيزى رسد محتاج را ، آوردهاند كه چون سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه به دولت اسلام سرفراز گشت مادرش حمنه بنت ابى سفيان سوگند خورد كه هرگز از آفتاب به سايه نروم و از هرچه بدان مايه زندگانى مدد يابد تناول نكنم تا تو از دين محمد صلى اللّه عليه و سلم كه اختيار كرده بيزار نشوى سعد صورت حال بعرض حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم رسانيد و اين آيت نازل شد كه .