تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦
28 / 88 و مخوان با خدا معبود ديگر را نيست هيچ معبود به حق غير او هر چيز هلاك شونده است مگر روى او مر او راست فرمانروائى و بسوى او بازگردانيده شويد ( 88 )

[ سوره عنكبوت ]

بنام خداى بخشاينده مهربان ( 1 ) 29 / 2 آيا پنداشتند مردمان كه بگذاشته شوند به مجرد آنكه گويند ايمان آورديم و ايشان امتحان كرده نشوند ( 2 ) 29 / 3 و هر آئينه امتحان كرديم آنان را كه پيش از ايشان بودند پس البته متميز بكند خدا آنان را كه راست گفتند و البته متميز كند دروغ‌گويان را ( 3 )
شرح
وَ لا تَدْعُو مخوانمَعَ اللَّهِبا خداى تعالى به حقإِلهاً آخَرَخداى ديگر زيرا كهلا إِلهَ إِلَّا هُوَنيست هيچ خدائى سزاوار خواندن مگر او مخاطب درين آيات حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم است و مراد امت‌اند و فائدهء خطاب به آن حضرت ص قطع طمع مشركان است از موافقت وى به ايشانكُلُّ شَيْءٍهمه چيزهاهالِكٌفانى استإِلَّا وَجْهَهُمگر ذات حق سبحانه يا همه عملها باطل است مگر آنكه به آن وجه اللّه طلبندلَهُ الْحُكْمُمر او راست حكموَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَو بسوى او بازگشته خواهيد شد براى مكافات نزد بعضى محققان آنست كه چون موجود حقيقى نيست الا حق سبحانه پس از روى حقيقت ما سواى او فانى باشد صاحب كشف الاسرار در تفسير اين آيت از كلمات حضرت شيخ الاسلام قدس سره نقل مىكند كه بيتكه نه از كس به تو و نه از تو به كس * ما همه از تو به تو بس همه توئى و بسشعرالا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل * و كل نعيم لا محالة زائلعلائق منقطع است و عوائق مرتفع رسوم باطل است و اسباب مضمحل حدود متلاشى و خلائق فانى و حق يكتا و به خود باقى در شرح عوارف مذكورست كه نه‌گفت يهلك تا معلوم شود كه وجود همه اشيا در وجود او امروز هالك است و حوالهء مشاهدهء اين حال به فردا ، در حق محجوبان است يوم يرونه بعيد او نراه قريبا مصرعه با وجود تو ز من راست نيايد كه منم

سورة العنكبوت

مكية و هى تسع و ستون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - المحروف مقطعه جهت تعجيز خلق است تا دانند كه كسى را بحقايق اين كتاب راه نيست و عقل هيچ كامل را از كنه معرفت اين كلام آگاهى نى مصرعهخرد عاجز و فهم در وى گم استو در حروف اوّل اين سوره گفته‌اند الف اشارت است باسم اللّه و لام بلطيف و ميم بمجيد مىفرمايد كه اللّه منم روى به طاعت من آر ، و لطيف منم اخلاص در عبادت من فرومگذار ، و مجيد منم بزرگى ديگران مسلّم مدارأَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُواآيا پنداشتند مردمان آنكه فروگذاشته شوندأَنْ يَقُولُوا آمَنَّابه‌آنكه گويند ايمان آورديم يعنى مىپندارند كه به مجرد قول آمنا دست از ايشان بازداشته شودوَ هُمْ لا يُفْتَنُونَو حال آنكه ايشان آزموده نشوند باوامر و نواهى يا مبتلا نگردند در نفس و مال يا امتحان نكنند ايشان را به هجرت و جهاد و امثال آن و اين آيت در شان جمعى از مسلمانانست كه در مكه بودند و ايشان را هجرت از ديار و دار قرار دشوار مىآمد و مهاجران از مدينه بديشان پيغام مىدادند كه اسلام شما مادام كه در جوار كفار باشيد تمام نيست بعضى بر نيت هجرت بيرون آمدند و مشركان آگاه شده ايشان را از راه برگردانيدند حق سبحانه جهت تسليهء ايشان آيت فرستاد كه تصوّر نمىبايد كرد كه بىكشاكش بلا دعوى و لا درست بود بيتعاشقان را درد دل بسيار مىبايد كشيد * جور يار و طعنهء اغيار مىبايد كشيدو اصح آنست كه مهجع مولاى عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه روز بدر به زخم تير عمّار حضرمى شهيد شد و بر لفظ مبارك حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم گذشت كه پيش رو شهيدان اهل توحيد او خواهد بود مادر و پدر از فوت مهجع جزع و فزع بسيار مىنمودند حق سبحانه آيت فرستاد كه به مجرد قول ايمان بىابتلا و امتحان كارى از پيش نرودوَ لَقَدْ فَتَنَّاو به درستى كه ما امتحان كرديم و در فتنه انداختيمالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْآنان را كه پيش ازين مؤمنان بودند يعنى اين صورت در همه امم . واقع بوده و نقد دعوى هر يك را بر محك بلا آزموده‌اندفَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُپس ظاهر مىگرداند خداى تعالىالَّذِينَ صَدَقُواآنان را كه راست گفته‌اند در دعوى ايمانلَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَو متميز مىسازد دروغ‌گويان را در دين يا مىنمايد اين هر دو گروه را بخلق يا جزا مىدهد ايشان را به‌آنچه مىداند از صدق و كذب ايشان نظمدر محبت هر كه او دعوى كند * صد هزاران امتحان بر وى كندگر بود صادق كشد بار جفا * گر بود كاذب گريزد از بلا.
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 876 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )