28 / 53
و چون قرآن خوانده مىشود بر ايشان گويند ايمان آورديم به آن هر آئينه وى راست است از جانب پروردگار ما هر آئينه پيش از نزول قرآن منقاد بوديم ( 53 )
28 / 54
اين جماعه داده شود ايشان را مزد ايشان دو بار بسبب آنكه صبر كردند و دفع مىكنند به خصلت نيك بدى را و از آنچه روزى دادهايم ايشان را خرج مىكنند ( 54 )
28 / 55
و چون بشنوند سخن بيهوده را روى بگردانند ازو و گويند ما راست كردارهاى ما و شما راست كردارهاى شما سلام بر شما باد نمىخواهيم صحبت جاهلان ( 55 )
28 / 56
يا محمد ص هر آئينه تو راه نمىنمائى هر كرا دوست مىدارى و ليكن خدا راه مىنمايد هر كرا خواهد و او داناتر است به راهيافتگان ( 56 )
شرح
وَ إِذا يُتْلىو چون خوانده شود قرآنعَلَيْهِمْبر ايشانقالُوا آمَنَّا بِهِگويند ايمان آوردهايم بوى و دانستهايم كه كلام خداى استإِنَّهُ الْحَقُّبه درستى كه او راست و درستست و فرود آمدهمِنْ رَبِّنااز نزديك آفريدگار ماإِنَّا كُنَّابه درستى كه ما بوديممِنْ قَبْلِهِپيش از نزول وىمُسْلِمِينَگردننهادگان و مخلصان جهت آنكه در كتب مقدسه ذكر آن يافته بوديم و حقيقت آن را شناختهأُولئِكَآن گروه از اهل كتابينيُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْمزد داده شوندمَرَّتَيْنِدو باربِما صَبَرُوابسبب آنكه صبر كردند و ثابت بودند بر ايمان به توريت يا انجيل و ايمان به قرآنوَ يَدْرَؤُنَو دفع مىكنندبِالْحَسَنَةِبه سخن نيكوالسَّيِّئَةَقول قبيح را در موضح آورده كه بعد از ايمان ترسايان ابو جهل و اضراب او ايشان را دشنام مىدادند و ايشان در جواب مىفرمودند كه خداى شما را توفيق دهد و راه نمايد يا منافقان مدينه و يهود طعن مىكردند بر ابن سلام و اصحاب او ايشان نيز جواب به نرمى مىدادند حق سبحانه صفت ايشان كردند كه دفع مىكنند به نيكوئى سخن قول آن سفها راوَ مِمَّا رَزَقْناهُمْو از آنچه روزى دادهايم ايشان رايُنْفِقُونَنفقه مىكنند در راه ماوَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَو چون بشنوند سخن بيهوده را يعنى شتم و تعريض منافقان و كفّارأَعْرَضُوا عَنْهُاعراض مىنمايند از ان و خاموش مىشوند از تعريض بدانوَ قالُواو گفتند مر لغو گويندگان رالَنا أَعْمالُناما راست كردارهاى ما از حلم و صفحوَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْو مر شما راست اعمال شما از سفاهت و لغو يا ما راست دين ما و شما راست دين شماسَلامٌ عَلَيْكُمْسلامت است شما را از ما يعنى لغو شما را مقابله بلغو نمىكنيم و گفتهاند سلام توديع و متاركه است نه سلام تحيّت يعنى ترك شما كرديملا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَنمىخواهيم صحبت جاهلان را و تخلق باخلاق ايشان چه مصاحبت باشرار موجب بدنامى دنيا و بدفرجامى عقبى است بيتاز بدان بگريز و با نيكان نشين * يار بد زهرى بود نى انگبينآوردهاند كه آن حضرت بر ايمان عم خود ابو طالب بهغايت حريص بود بوقت وفات بر بالين وى آمده گفت اى عم مرا به كلمه لا إله الا اللّه يارى ده تا حجت آرم بدان نزديك خداى از براى تو ابو طالب گفت اى برادرزاده من مىدانم كه تو راست گوئى اگر سرزنش پيرهزنان قريش نبودى كه ابو طالب از مرگ ترسيده كلمه گفت من به گفتن اين كلمه ترا شاد مىساختم آيت آمد كهإِنَّكَبه درستى كه تو اى محمد صلا تَهْدِيقادر نيستى كه راهنمائى بايمانمَنْ أَحْبَبْتَآن را كه دوست مىدارى هدايت اووَ لكِنَّ اللَّهَو ليكن خداى تعالىيَهْدِي مَنْ يَشاءُراه مىنمايد هرك را مىخواهدوَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَو او داناتر است به راهيافتگان يعنى آنان كه مستعد هدايتاند يا آنها كه حكم ازلى بهدايت ايشان نازل گشته چه اصل در هدايت حكم ازلى است و هدايت لميزلى بيتهدايت هرك را داد از بدايت * به او همراه باشد تا نهايتآوردهاند كه حارث بن عثمان بن نوفل بجناب نبوت مآب ص عليه الصلاة و السلام آمده گفت اى محمد ص ما مىدانيم كه قول تو حق است و سخن تو راست و آنچه مىگوئى سبب دولت ماست در حيات و وسيله سعادت ما بعد از وفات اما متابعت تو موجب مخالفت تمام عرب است مىترسيم كه اگر پيروى تو كنيم حرب ما را از زمين حرم بيرون كنند و ما را بقلت انصار طاقت مقاومت ايشان نباشد اين آيت نازل شد .