28 / 57
و گفتند بعض اهل مكه اگر پيروى هدايت كنيم با تو ربوده شويم از زمين خود آيا جاى نداديم ايشان را در حرمى با امن رسانيده مىشود بسوى وى ميوهها از هر جنس روزى از نزديك ما و ليكن بيشترين ايشان نمىدانند ( 57 )
28 / 58
و بسا هلاك كرديم دهى را كه از حد در گذشتند در گذران خود پس اينها است جاى ماندن ايشان مانده نشد آنجا بعد از ايشان مگر اندكى و بوديم ما بدستآرنده ميراث ايشان ( 58 )
28 / 59
و هرگز نيست پروردگار تو هلاككنندهء ديهها مگر تا آنكه بفرستد در قصبهء آن پيغامبرى كه بخواند بر ايشان آيات ما و هرگز نيستيم هلاككنندهء ديهها مگر در آن حال كه اهل آن ستمكار باشند ( 59 )
شرح
وَ قالُواو گفتند بعضى از كفّارإِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْاگر پيروى كنيم طريق رشاد را با تو يعنى ايمان آريم به تو ربوده شويممِنْ أَرْضِنااز زمين ما يعنى عرب ما را ازين ديار بربايند و بدر كنندأَ وَ لَمْ نُمَكِّنْآيا ما جاى ندادهايملَهُمْمر ايشان راحَرَماً آمِناًحرمى با ايمنى كه كسى بر ايشان دست ندارديُجْبىكشيده مىشودإِلَيْهِبسوى اين حرمثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍميوههاى هر چيزى يعنى منافع از هر نوعى و غرائب از هر ناحيتى بدانجا آرند و روزى داديم ايشان را درين وادى غير ذى زرعرِزْقاًروزى دادنىمِنْ لَدُنَّااز نزديك ما بىمنت غيرى پس چون با وجود بتپرستى ايشان را ايمن و مطمئن و مرفّه مىداريم اگر ايمان آرند چگونه ايشان را از تخوّف و تخطّف در امان نداريموَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْو ليكن بيشتر ايشانلا يَعْلَمُونَنمىدانند اين نكته را و در نمىيابندوَ كَمْ أَهْلَكْناو بسى كه هلاك كرديممِنْ قَرْيَةٍاز اهل ديهى كه به نافرمانىبَطِرَتْكافر شدندمَعِيشَتَهادر زندگانى خود يعنى بوقت نعمت طاغى و باغى شدند چنانچه اهل مكّه و ما آن طاغيان را هلاك كرديم -فَتِلْكَپس آنستمَساكِنُهُمْمسكنهاى ايشان خالى و خرابلَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْنهنشستند در ان از پس هلاك ايشانإِلَّا قَلِيلًامگر اندكى از راهگذريان كه روزى يا بعضى از روزى آنجا باشند و بروند و باز خالى بگذارند بيتدر خانه دنيا چه نشينى برخيز * كاين خانه بدان خوش است كآيند و روندوَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَو هستيم ما وارث آن مساكن بعد از اهالى آن يعنى مائيم باقى بعد از فناى همهوَ ما كانَ رَبُّكَو نيست پروردگار تومُهْلِكَ الْقُرىهلاككننده اهالى ديههاىحَتَّى يَبْعَثَتا وقتى كه برانگيزدفِي أُمِّهادر معظم آن ديار و اصل آن بلاد يعنى اهل سواد اعظم زيركتر و بافهمتر باشند از اهل ديگر قرى لا جرم آنجا برانگيزدرَسُولًافرستاده به حكم الهىيَتْلُوا عَلَيْهِمْبخواند بر ايشانآياتِناآيتهاى ما را براى الزام حجّت و قطع معذرتوَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرىو نيستيم ما هلاككننده يعنى خراب سازنده ديهها به عقوبتإِلَّا وَ أَهْلُهامگر كه اهالى آنظالِمُونَستمكاران باشند بتكذيب رسل و انكار حق .