تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
28 / 42 و از پى ايشان فرستاديم درين دنيا لعنت را و بر روز قيامت ايشان از دور ساختگان باشند ( 42 ) 28 / 43 و هر آئينه داديم موسى را كتاب بعد از آنكه هلاك ساختيم قرنهاى نخستين دليل شده براى مردمان و هدايت و بخشايش تا بود كه ايشان پند پذيرند ( 43 ) 28 / 44 و تو نبودى به طرف غربى چون به انجام رسانيديم بسوى موسى وحى را و نبودى از حاضران ( 44 ) 28 / 45 و ليكن ما آفريديم قرنها را يعنى بعد موسى پس دراز شد بر ايشان عمر و تو نبودى باشنده در اهل مدين كه مىخواندى بر ايشان آيات ما را و ليكن ما بوديم فرستنده ( 45 )
شرح
وَ أَتْبَعْناهُمْو از پى درآورديم ايشان را يعنى بديشان پيوند داديمفِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةًدرين سراى لعنت را تا ملائكه و مؤمنان بر ايشان لعنت مىكنندوَ يَوْمَ الْقِيامَةِو روز رستخيزهُمْايشانمِنَ الْمَقْبُوحِينَاز زشت‌رويان يا راندگان‌اندوَ لَقَدْ آتَيْناو به درستى كه داديم مامُوسَى الْكِتابَموسى ع را توريتمِنْ بَعْدِپس از آنكهما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولىهلاك كرديم اهل قرنهاى نخستين را چون قوم نوح ع و هود ع و صالح ع و لوط عبَصائِرَدر حالتى كه آن كتاب حكمها و آيتهاى روشن بود يا نورها كه ديده بصيرت بگشايدلِلنَّاسِمر بنى اسرائيل راوَ هُدىًو راهنماينده به احكام شرحوَ رَحْمَةًو بخشايشى براى متابعان و عاملان به آنلَعَلَّهُمْشايد كه ايشانيَتَذَكَّرُونَپندپذيرندوَ ما كُنْتَو نبودى تو اى محمد صبِجانِبِ الْغَرْبِيِّبه طرف وادى غربى از ناحيه طور و طور در جهت غرب بوده از مقام موسى عليه السلام يعنى بر كوه طور حاضر نبودىإِذْ قَضَيْناچون گذارديمإِلى مُوسَى الْأَمْرَبسوى موسى ع وحى راوَ ما كُنْتَو نبودى تو اى محمد صمِنَ الشَّاهِدِينَاز گواهان بر امر ارسال او بسوى فرعونيانوَ لكِنَّاو ليكن ما وحى كرديم آن قصّه را به تو براى آنكه ماأَنْشَأْناساختيم پس از موسىقُرُوناًقرنهاى مختلف گروهى بعد از گروهىفَتَطاوَلَپس دراز شدعَلَيْهِمُ الْعُمُرُبر ايشان زندگانيها يعنى مدتهاى مديد بر اهل اين قرنها گذشت و خبرها از صوب صواب منحرف شد و علوم روى باندراس نهاد پس ما ترا براى تجديد اين اخبار فرستاديم تا عقلا دانند كه اخبار به مثل اين اخبار جز بوحى آفريدگار نتواند بودوَ ما كُنْتَ ثاوِياًو نبودى تو مقيمفِي أَهْلِ مَدْيَنَدر ميان اهل مدين كه پيوسته به جهت تعليمتَتْلُوابخوانىعَلَيْهِمُبر ايشانآياتِناآيتهاى ما را در قصّه موسى ع و شعيب ع چنان كه شاگردان بر استادان خوانند يعنى در مدين نبودى تا اين قصّه تعليم گيرىوَ لكِنَّاو ليكن ماكُنَّا مُرْسِلِينَهستيم فرستنده به تو و خبركننده ترا ازين قصها .