27 / 63
نه بلكه مىپرسيم كه راه مىنمايد شما را در تاريكهاى بيابان و دريا و كه مىفرستد بادها را مژدهدهنده پيش رحمت خود آيا معبودى هست با خدا برتر است خدا از آنكه شريك مىگيرند ( 63 )
27 / 64
نه بلكه مىپرسيم كه نو مىكند آفرينش بار ديگر بازكندش و كه روزى مىدهد شما را از آسمان و زمين آيا معبودى هست با خدا بگو بياريد حجت خود را اگر راست گوئيد ( 64 )
27 / 65
بگو نمىداند هر كه در آسمانها و زمين است غيب را مگر خدا و نمىداند كه كى برانگيخته شوند ( 65 )
27 / 66
بلكه پى در پى متوجه شد علم ايشان در باب آخرت بلكه ايشان در شبههاند از آخرت بلكه ايشان از آخرت نابينااند ( 66 )
شرح
أَمَّنْ يَهْدِيكُمْيا كسى كه راه نمايد شما رافِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِدر تاريكيهاى بيابان و درياوَ مَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَو كسى كه مىفرستد بادها رابُشْراًمژدهدهندگانبَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِپيش از رحمت او كه باران استإِلهٌ مَعَ اللَّهِآيا باشد خداى ديگر با خداى به حق يعنى نتواند بودتَعالَى اللَّهُبزرگ است خداى و برترعَمَّا يُشْرِكُونَاز آنچه انباز مىگيرند كافران چه قادر خالق مقدس باشد از مشاركت عاجز مخلوق و آيا چنان شريك بهتر باشدأَمَّنْ يَبْدَؤُا الْخَلْقَيا آنكه بيافريند خلق را و از عدم بوجود آوردثُمَّ يُعِيدُهُپس باز آورد او را بعد از آنكه بعدم رفته باشد يعنى برانگيزد در قيامتوَ مَنْ يَرْزُقُكُمْو آنكه روزى مىدهد شما رامِنَ السَّماءِاز آسمان ببارانوَ الْأَرْضِو از زمين به نبات يا باسباب سماوى و ارضى بشما روزى بخشدإِلهٌآيا هست خداى شريكمَعَ اللَّهِبا خداى كه اين كارها كندقُلْ هاتُوابگو بياريدبُرْهانَكُمْحجت خود را بر آنكه كسى غير اللّه بر اينها قدرت داردإِنْ كُنْتُمْاگر هستيد شماصادِقِينَراستگويان در آنكه إله ديگر است چه كمال قدرت از لوازم الوهيت است و آن غير حق را ثابت نيستقُلْبگو اى محمد صلا يَعْلَمُنمىداندمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِهر كه در آسمان و زمين استالْغَيْبَناآمده و پوشيده راإِلَّا اللَّهُليكن خداى تعالى مىداند پس چنانچه قدرت كامله مخصوص اوست علم شامل نيز به دو اختصاص داردوَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَو ايشان نمىداند كه كى مبعوث خواهند شدبَلِ ادَّارَكَبل بمعنى هل است و در لباب گويد كه بمعنى ام و بر هر تقدير استفهام بمعنى نفى باشد يعنى در هم نرسيد و كامل نشدعِلْمُهُمْدانش ايشانفِي الْآخِرَةِدر وقوع آخرت يعنى ندانستند آخرت را كما ينبغىبَلْ هُمْبلكه ايشانفِي شَكٍّ مِنْهادر گمانند از امور آخرتبَلْ هُمْبلكه ايشانمِنْها عَمُونَاز امر آخرت نابينااند يعنى چشم دل ايشان از مشاهده دلايل بعث و حشر پوشيده است .