تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 843

مساهمون:

ص٨٤٣
27 / 52 پس اينست خانه‌هاى ايشان خالى مانده بسبب آنكه ستم كردند هر آئينه درين ماجرا نشانه هست گروهى را كه ميدانند ( 52 ) 27 / 53 و نجات داديم آنان را كه ايمان آوردند و پرهيزگارى كردند ( 53 ) 27 / 54 و فرستاديم لوط را چون گفت بقوم خود آيا به عمل مىآريد كار بىحيائى را و و شما مىبينيد ( 54 ) 27 / 55 آيا شما مىآئيد به مردان به ارادهء شهوت بجز زنان بلكه شما قوم نادانيد ( 55 ) 27 / 56 پس نبود جواب قوم او مگر آنكه گفتند بيرون كنيد اهل خانه لوط را از ده خويش هر آئينه ايشان مردم پاكى طلبند ( 56 ) 27 / 57 پس نجات داديم او را و اهل او را مگر زنش كه معين كرديم او را از باقىماندگان ( 57 ) 27 / 58 و بارانيديم بر سر ايشان بارانى پس بد است باران ترسايندگان ( 58 ) 27 / 59 بگو سپاس خدائ راست و سلام بر آن بندگان او كه برگزيده است ايشان را آيا خدا بهتر است يا آنچه شريك مىآرند ( 59 )
شرح
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْپس آنست خانهاى ايشان در زمين حجر بنگريد آن راخاوِيَةًدر حالتى كه خالى و خراب استبِما ظَلَمُوابسبب آنكه ستم كردند يعنى شرك آوردندإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در آنچه با ثمود كرديملَآيَةًهر آئينه عبرت استلِقَوْمٍ يَعْلَمُونَمر گروهى را كه دانند و بدان متعظ شوندوَ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُواو برهانيديم آن را كه گرويدند بصالح عليه السلاموَ كانُوا يَتَّقُونَو بودند كه پرهيز مىكردند از كفر و معاصى و بدان سبب نجات يافتندوَ لُوطاًو ياد كن لوط بن هارون راإِذْ قالَچون گفتلِقَوْمِهِمر قوم خود راأَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَآيا مىآئيد به عمل زشت يعنى لواطتوَ أَنْتُمْو حال آنكه شماتُبْصِرُونَمىدانيد زشتى آن را يا مىبينند از يكديگر مباشرت آن را يعنى بطريق اعلان مىكنيد و آن افحش استأَ إِنَّكُمْآيا شمالَتَأْتُونَ الرِّجالَمىآئيد به مردانشَهْوَةًاز روى شهوتمِنْ دُونِ النِّساءِبجز زنانى كه به جهت شهوت مخلوقندبَلْ أَنْتُمْبلكه شماقَوْمٌ تَجْهَلُونَگروهى مردميد كه نمىدانيد عاقبت فعل خود رافَما كانَپس نبودجَوابَ قَوْمِهِجواب قوم لوطإِلَّا أَنْ قالُوامگر آنكه گفتند با يكديگرأَخْرِجُوا آلَ لُوطٍبيرون كنيد كسان لوط را با لوطمِنْ قَرْيَتِكُمْاز ديه خود كه سدوم استإِنَّهُمْبه درستى كه ايشانأُناسٌ يَتَطَهَّرُونَمردمانند كه پاكيزگى مىكنند يعنى خود را پاك مىدانند و ما را پليد مىخوانندفَأَنْجَيْناهُپس نجات داديم لوط راوَ أَهْلَهُو كسان او را يعنى دختران او راإِلَّا امْرَأَتَهُليكن زن او راقَدَّرْناهاقضا كرديم بودن آن رامِنَ الْغابِرِينَاز باقىماندگان در عذابوَ أَمْطَرْناو ببارانيديمعَلَيْهِمْبر ايشان بعد از نزول بلا و زير و زبر شدن مؤتفكاتمَطَراًبارانى از سنگفَساءَپس بد بارانى استمَطَرُ الْمُنْذَرِينَباران بيم‌كرده‌شدگان كه تصديق بيم نكردندقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِبگفتيم لوط عليه السلام را بگو سپاس و ستايش مر خداى راست بر هلاك كفرهوَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِو سلام بر بندگان اوالَّذِينَ اصْطَفىآنان كه برگزيده است ايشان را به عصمت نگاه داشته از فواحش و نجات داده از عقوبات و قول اصح آنست كه مأمور به حمد حضرت پيغمبر ماست كه چون حق سبحانه درين سوره قصهاى كه دال است بر كمال قدرت چون قصّه موسى عليه السلام و بر اختصاص رسل بآيات كبرى چون قصّه سليمان عليه السلام و مشتمل است بر هلاك اعدا و مت اوليا چون قصّه صالح و لوط عليهما السلام بوى فرستاد و وقوف بر ان نعمتى بزرگ است پس وى را به حمد الهى امر كرد و سلام بر بندگان برگزيده كه انبيااند يا صحابه كبار آن حضرت يا اهل قرآن يا عامه مؤمنان و گفته‌اند اهل اسلام آنانند كه دل ايشان سالم است از لوث علايق و سر ايشان خالى از مكر خلائق امروز سلامى به‌واسطه شنوند و فردا سلامى بىواسطه خواهند شنيد سلام قولا من رب الرحيم نظمهر بنده كه او گشت مشرف به سلامت * البته شود خاص به تشريف سلامتلطفى كن و بنواز دلم را به سلامى * زيرا كه سلامت همه لطف است و كرامتآللَّهُآيا خدائى به حقخَيْرٌبهتر استأَمَّا يُشْرِكُونَيا آنكه انباز مىگيرند مشركان يعنى شركاء ايشان بهتراند .