تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
27 / 3 آنان كه برپامىدارند نماز را و مىدهند زكات را و ايشان به آخرت يقين مىآرند ( 3 ) 27 / 4 آنان كه ايمان نمىآرند به آخرت آراسته‌ايم براى ايشان كردارهاى ايشان را پس ايشان سرگردان مىشوند ( 4 ) 27 / 5 اين جماعه آنانند كه براى ايشانست سختى عذاب اين جماعه در آخرت ايشانند زيانكارتر ( 5 ) 27 / 6 و هر آئينه تو داده مىشوى قرآن از نزديك خداى استوار كار دانا ( 6 ) 27 / 7 ياد كن آنگاه كه گفت موسى باهل خود هر آئينه من ديده‌ام آتشى خواهيم آورد از آنجا خبرى يا خواهم آورد در شعله كه در هيمه فرا گرفته باشد بود كه شما گرمى حاصل كنيد ( 7 ) 27 / 8 پس چون رسيد به آتش آواز كرده آمد كه بركت داده شد كسى را كه در آتش كه حوالى وى است و پاكى خداى راست پروردگار عالمها ( 8 )
شرح
الَّذِينَآنان كهيُقِيمُونَ الصَّلاةَبه‌پاى مىدارند نماز را بحدود و اركان آنوَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَو مىدهند زكات اموال خود را به به مستحقانوَ هُمْ بِالْآخِرَةِو حال آنكه ايشان بسراى ديگرهُمْ يُوقِنُونَايشان بىگمانانند تكرير ضمير اشارت باختصاص ايشان است در تصديق آخرتإِنَّ الَّذِينَبه درستى آنان كهلا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِنمىگروند بسراى عقبىزَيَّنَّا لَهُمْآراسته‌ايم براى ايشانأَعْمالَهُمْعملهاى زشت ايشان را يعنى مشتهاى طبع و محبوب نفس ايشان گردانيده‌ايم آنها را صاحب فوائد آورده كه در ايشان امانى و شهوات تركيب كرده‌ايم تا كارهاى زشت را خوب مىبينند و اين حكم ختم و طبع داردفَهُمْ يَعْمَهُونَپس ايشان سرگردان مىشوند در ضلالت خودأُوْلئِكَآن گروهالَّذِينَ لَهُمْآنانند كه مر ايشان راستسُوءُ الْعَذابِبدى عذاب يعنى عذاب بد در دنيا چون قتل و اسر روز بدروَ هُمْ فِي الْآخِرَةِو ايشان در سرائى ديگرهُمُ الْأَخْسَرُونَو ايشان زيان‌كارترند بسبب فوت مثوبت و استحقاق عقوبتوَ إِنَّكَو به درستى كه تولَتُلَقَّى الْقُرْآنَتلقين كرده مىشوى قرآن را يعنى فرامىگيرى بتلقين جبرئيل كه مىآيد به تومِنْ لَدُنْ حَكِيمٍاز نزديك خداوند راست‌كارعَلِيمٍداناإِذْ قالَياد كن چون گفتمُوسى لِأَهْلِهِموسى بن عمران عليه السلام مر كسان خود را كه با او بودند در وقت توجه از مدين بمصر و راه گم كرده بود و زنش را مخاض پديد آمده و سرما دريافتهإِنِّي آنَسْتُبه درستى كه من ديده‌امناراًآتشى افروختهسَآتِيكُمْزود باشد كه بيارممِنْها بِخَبَرٍاز ان آتش خبرى يعنى از كسى كه بر سر آن آتش باشد خبر راه بپرسمأَوْ آتِيكُمْيا بيارم براى شمابِشِهابٍ قَبَسٍشعله آتش فراگرفتهلَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَشايد كه شما گرم شويد به آن آتشفَلَمَّا جاءَهاپس آن هنگام كه آمد موسى به نزديك آن آتش نورى ديد بىاحراق افروخته از درخت سبز و گويند آتشى بود محرق چون سائر آتشها و بر هر تقدير چون موسى عليه السلام آنجا رسيدنُودِيَندا كرده شدأَنْ بُورِكَبه‌آنكه بركت داده بادمَنْ فِي النَّارِهر كه در مكان آتش است يعنى در بقعه مباركه يا هر كه در طلب آتش است يعنى موسى عليه السلاموَ مَنْ حَوْلَهاو هر كه گرداگرد آتش است يعنى ملائكهوَ سُبْحانَ اللَّهِو بگو پاك است خداى تعالىرَبِّ الْعالَمِينَپروردگار عالميان از تشبيه آورده‌اند كه چون موسى عليه السلام اين ندا شنيد گفت نداكننده كيست ؟ باز ندا آمد كه .