26 / 37
تا بيارند پيش تو هر جادوگر دانا را ( 37 )
26 / 38
پس جمع كرده شد ساحران را بميعاد روزى معين ( 38 )
26 / 39
و گفته شد به مردمان آيا شما جمعشوندهايد ( 39 )
26 / 40
بود كه پيروى ساحران كنيم اگر ايشان غالب شوند ( 40 )
26 / 41
پس چون حاضر شدند ساحران گفتند فرعون را آيا ما را مزدى بود اگر ما غالب شويم ( 41 )
26 / 42
گفت آرى و هر آئينه شما آنگاه از مقربان باشيد ( 42 )
26 / 43
گفت به ايشان موسى بيفگنيد آنچه شما افگنندهايد ( 43 )
26 / 44
پس انداختند رسنهاى خود را و عصاهاى خود را و گفتند قسم به بزرگى فرعون هر آئينه ما البته غالبيم ( 44 )
26 / 45
پس انداخت موسى عصاى خود را پس ناگهان وى فرومىبرد آنچه دغابازى مىكردند ( 45 )
شرح
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍتا بيارند هرجا كه نيك جادوگرىستعَلِيمٍدانائى بسر آمده در فن سحر فرعون كسان خود را بطلب جادوان فرستادفَجُمِعَ السَّحَرَةُپس جمع كرده شدند جادوانلِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍبراى هنگام روز دانسته شده و وعده داده كه يوم الزينه بود ،وَ قِيلَو گفته شده يعنى فرعون گفتلِلنَّاسِمر مردمان را يعنى اهل مصر راهَلْ أَنْتُمْآيا هستيد شمامُجْتَمِعُونَفراهم آيندگان يعنى فراهم آئيد و جمع شويدلَعَلَّناشايد كه ما همه باتفاقنَتَّبِعُ السَّحَرَةَپيروى كنيم جادوان را يعنى متابعت نمائيم در دفع موسى و مدد ايشان باشيم يا پيروى دين ايشان كنيم ،إِنْ كانُوااگر باشندهُمُ الْغالِبِينَايشان غلبهكنندگان بر موسى و هارونفَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُپس آن هنگام كه آمدند جادوان به نزديك فرعون و ايشان را دلنوازى بسيار كرد ايشان گستاخ شدهقالُوا لِفِرْعَوْنَگفتند مر فرعون راأَ إِنَّ لَناآيا باشد ما رالَأَجْراًمزدى از نزديك توإِنْ كُنَّااگر باشيم ،نَحْنُ الْغالِبِينَما غلبهكنندگان بسحر بر خصمان توقالَ نَعَمْگفت فرعون آرى مزد باشد شما راوَ إِنَّكُمْ إِذاًو به درستى كه باشيد شما آن وقتلَمِنَ الْمُقَرَّبِينَاز جمله نزديكشدگان من يعنى اوّل كسى كه به من درآيد و آخر كسى كه بيرون رود شما باشيد ايشان بدين وعده مستظهر گشته جادوهاى خود را بميدان معين آوردند و بوقت معلوم در برابر موسى عليه السلام صف بركشيده گفتند اى موسى اول تو افگنى جادوى خود را يا ما مىافگنيمقالَ لَهُمْ مُوسىگفت موسى مر ايشان راأَلْقُوابيفگنيدما أَنْتُمْ مُلْقُونَآنچه شما افگنندگانيد مر آن رافَأَلْقَوْاپس بيفگندندحِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْرسنها و عصاهاى مجوف پرسيماب ساخته خود را كه هفتاد هزار عصا و هفتاد هزار رسن بودوَ قالُواو گفتند بعد از آنكه عصا و رسنها به حرارت آفتاب در حركت آمده و از مردمان غريو برخاستبِعِزَّةِ فِرْعَوْنَبه بزرگى و قوّت و خالبيّت فرعونإِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَبه درستى كه ما غلبهكنندگانيم بر موسى ع و هارونفَأَلْقى مُوسى عَصاهُپس بيفگند موسى عليه السلام بامر الهى عصاى خود را فى الحال اژدها گشتفَإِذا هِيَپس ناگاه كه عصا اژدها شدهتَلْقَفُفرومىبردما يَأْفِكُونَآنچه تزوير كرده بودند و به صورت مار بخلق مىنمودند .