25 / 48
و اوست آنكه فرستاد بادها را مژدهدهنده پيش رحمت خويش و فرودآورديم از آسمان آب پاك را ( 48 )
25 / 49
تا زنده سازيم به آن آب شهر مرده را و تا بنوشانيمش از آنچه آفريديم چهارپايان را و مردم بسيار را ( 49 )
25 / 50
و هر آئينه گوناگون بيان كرديم پند در ميان ايشان تا پندپذير شوند پس قبول نكردند بيشترين مردمان مگر ناسپاسى را ( 50 )
25 / 51
و اگر مىخواستيم مىفرستاديم در هر ديهى ترساننده ( 51 )
25 / 52
پس فرمان مبر كافران را و جهاد كن با ايشان به حكم قرآن جهاد بزرگ ( 52 )
25 / 53
و اوست آنكه در آميخت دو دريا را اين يك آبشيرين واقع دافع تشنگى است و آن ديگر شور بدمزه و ساخت ميان هر دو حجابى و سدى مضبوط ( 53 )
شرح
وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَو او آنكسست كه فرستاد بادها رابُشْراًبشارتدهندگانبَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِپيش از نزول رحمت او كه بارانست يعنى وزيدن ايشان غالبا دلالت مىكند بر وقوع مطر در أوان آنوَ أَنْزَلْناو فروفرستاديممِنَ السَّماءِاز آسمان يا از ابرماءً طَهُوراًآبى پاك و پاككنندهلِنُحْيِيَ بِهِتا زنده كنيم به آن آببَلْدَةً مَيْتاًشهرى مرده را يعنى موضعى كه درو خشكسالى بود يا مكانى را كه در زمستان خشك و افسرده گشتهوَ نُسْقِيَهُو بياشامانيم آب رامِمَّا خَلَقْنااز آنچه آفريدهايمأَنْعاماًچهارپايان راوَ أَناسِيَّ كَثِيراًو مردمان فراوان را از اهل بودى چه ارباب قرى و مدائن را انهار و ينابيع است كه بدان از آشاميدن آب باران مستغنىاندوَ لَقَدْ صَرَّفْناهُو به درستى كه مقرر گردانيديم باران رابَيْنَهُمْميان مردمان در بلدان مختلفه و اوقات متغايره بصفات متفاوت بعضى بزرگ قطره و برخى ريزه يا تكرار كرديم سخن ابر و باران در قرآنلِيَذَّكَّرُواتا ياد كنند قدرت مرا و تفكر كنند دران نعمت و شكر او بجاى آرندفَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِپس سرباز زدند بيشتر مردمان و قبول نكردندإِلَّا كُفُوراًمگر ناسپاسى و كفران نعمت راوَ لَوْ شِئْناو اگر مىخواستيملَبَعَثْناهر آئينه مىبرانگيختيمفِي كُلِّ قَرْيَةٍدر هر ديهى و مجتمعىنَذِيراًپيغمبرى بيمكننده اما به جهت تعظيم شان و علو مكان تو نبوت را بر تو ختم كرديم و ترا به كافه مردمان تا روز قيامت مبعوث ساختيمفَلا تُطِعِ الْكافِرِينَپس فرمان مبر كافران را كه ترا بدين آبا دعوت مىكنندوَ جاهِدْهُمْ بِهِو جهاد كن با ايشان به قرآن يا باسلام يا به شمشير يا به ترك طاعت ايشانجِهاداً كَبِيراًجهاد كردنى بزرگ يعنى سخت و بسياروَ هُوَ الَّذِيو اوست آنكسىكه به حكمت شاملهمَرَجَ الْبَحْرَيْنِبه هم گذاشت دو دريا را يعنى مجاور و ملاصق هم ساخته بىآنكه بهم آميزندهذا عَذْبٌ فُراتٌاين يك آب شيرين تشنگى نشانندهوَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌو اين ديگر آبى شور به تلخى زننده يعنى بحر روم و فارسوَ جَعَلَ بَيْنَهُماو بساخت ميان اين دو دريابَرْزَخاًحاجزى و مانعى از قدرت خودوَ حِجْراً مَحْجُوراًو حدى مقرر و يا گردانيديم حرام و ناروا كه يكى بر ديگرى غلبه كند در لباب گويد عذب فرات جويهاى بزرگ است چون نيل و سيحون و جيحون و دجله و ملح اجاج سائر درياها و برزخ ميان اينها بيابانها و شهرها كه واقع شده است محققان برآنند كه بحرين خوف و رجاست كه در دل مؤمن هيچ يك ديگرى غلبه ندارد كه لو وزن خوف المؤمن و و رجاؤه لاعتدلا و برزخ حمايت الهى و عنايت نامتناهى .