تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
24 / 12 چرا نشد كه چون شنيديد آن را گمان مىكردند مردمان مسلمانان و زنان مسلمانان در حق خويش نيكى را و مىگفتند اين افتراى ظاهر است ( 12 ) 24 / 13 چرا نياوردند بر اين سخن چهار گواه پس چون نياوردند گواهان را پس آن جماعه نزديك خدا ايشانند دروغ‌گوئى ( 13 ) 24 / 14 و اگر نمىبود فضل خدا بر شما و رحمت او در دنيا و آخرت هر آئينه مىرسيد به شما درين مقدمه كه گفت و شنيد مىكرديد دران عذاب بزرگ ( 14 ) 24 / 15 چون فرا مىگرفتيد آن را به زبانهائى خويش و مىگفتيد به دهان خويش سخنى كه نبود شما را به حقيقت آن دانش و مىپنداشتيد آن را آسان و او نزديك خدا بزرگ بود ( 15 )
شرح
لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُچرا نه آنگاه كه شنوديد اين سخن راظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُگمان بردند مردان و زنان گرويدگانبِأَنْفُسِهِمْبه همدينان خويشخَيْراًنيكوئى چنانچه به نفسهاى خود گمان برند عدول از خطاب به غيبت و از مضمر بمظهر مبالغه است در توبيخ و اشعار به‌آنكه ايمان مقتضاى گمان نيكى است باهل ايمان يعنى بايستى كه مؤمنان بعد از استماع اين دروغ گمان نيك بردندى به عايشه رض و صفوانوَ قالُواو گفتند چنانچه مردى متقين كه بر حالى مطلع باشد گويدهذااين سخنإِفْكٌ مُبِينٌدروغى روشن است و حق سبحانه ازواج پيغمبران را نگاه مىدارد از مثل اين حالتها بتعظيم و تكريم ايشانلَوْ لا جاؤُو چرا نياوردندعَلَيْهِبرين سخنبِأَرْبَعَةِ شُهَداءَچهار گواه كه گواهى دهند بر آنچه ايشان قذف مىكنند به آنفَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَداءِپس اكنون كه نياوردند گواهان چهارگانهفَأُولئِكَپس آن گروهعِنْدَ اللَّهِنزديك خداى تعالى يعنى در حكم اوهُمُ الْكاذِبُونَايشانند دروغ‌گويان در ظاهر و باطن چه اگر گواه آوردندى در ظاهر در حكم كاذب بودندى زيرا كه اين صورت بر ازواج انبياء ع ممتنع است و چون گواه نياوردند در ظاهر نيز كاذبندوَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِو اگر نه افزونى كرم خداى بودىعَلَيْكُمْبر شماوَ رَحْمَتُهُو مهربانى اوفِي الدُّنْيادر دنيا بتوفيق توبه كردنوَ الْآخِرَةِو در آخرت بعفو و مغفرتلَمَسَّكُمْهر آئينه برسيدى شما رافِيما أَفَضْتُمْ فِيهِدر ان چيزى كه خوض كرديد در آن از دروغ بر صديقه رضعَذابٌ عَظِيمٌعذابى كه عذاب قذف است و ملامت مردم در جنب آن حقير بودى ، و شما را آن عذاب رسيدىإِذْ تَلَقَّوْنَهُآنگاه كه فرا گرفتيد اين سخن رابِأَلْسِنَتِكُمْبه زبانهاى خود كه بعضى از بعضى مىپرسيدندوَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْو مىگفتيد به دهنهاى خودما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌآن چيزى را كه بدان علم نداشتيد يعنى سخن از روى جهل مىگفتيدوَ تَحْسَبُونَهُو مىپنداريد آن چيز را كه گفتيدهَيِّناًسهل و آسان كه هيچ تبعه بر آن متفرع نيست و نباشدوَ هُوَو حال آنكه آن سخنعِنْدَ اللَّهِنزديك خداى تعالىعَظِيمٌبزرگ است و عقوبت بسيار بر آن مترتب چه الحاق عار است باهل بيت نبوت و تكذيب قرآن و استخفاف بمنصب رسالت در احقاف مذكور است كه ام ايوب زوجه ابو ايوب انصارى رض با او گفت كه شنيده سخنى را كه مردم در باب عايشه رض مىگويند ابو ايوب فرمود كه شنيده‌ام و آن دروغ است چه توبه نسبت خود اين فعل روا مىدارى ام ايوب گفت لا و اللّه ابو ايوب رض گفته كه و اللّه كه عايشه رض بهتر از تو است پس به نسبت زن پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم اين عمل كه روا دارد اين بهتان عظيم است حق تعالى فرمود كه .