23 / 9
و آنان كه ايشان بر نمازهائى خود محافظتكنندگانند ( 9 )
23 / 10
اين جماعه ايشانند آن وارثان ( 10 )
23 / 11
كه عاقبت كار بدست آرند بهشت را ايشان آنجا جاويدباشندگانند ( 11 )
23 / 12
و هر آئينه آفريدم آدمى را از خلاصهء گل ( 12 )
23 / 13
بازساختيم آدمى را نطفه در قرارگاه استوار ( 13 )
23 / 14
بازساختيم آن نطفه را خون بسته بازساختيم آن خون بسته را گوشت پاره پس ساختيم گوشت پاره را استخوانهاى چند پس پوشانيديم بر آن استخوانها گوشت را بازآفريديم او را آفرينشى ديگر پس بزرگ است خدا نيكوترين نگارندگان ( 14 )
شرح
وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْو آنان كه ايشان بر نمازهاى خويشيُحافِظُونَمحافظت مىكنند يعنى براى مداومت نموده با شرائط و آداب آن در اوقات آن ادا مىفرمايند ذكر صلاة در مبدأ و منتهاى اين اوصاف كه موجب فلاح مؤمنان است و اشارتست بتعظيم شان نمازأُولئِكَآن گروه مؤمنان كه جامع اين شش صفتاندهُمُ الْوارِثُونَايشانند وارثان يعنى سزاوار آنكه اسم وراثت بر ايشان اطلاق توان كردالَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَآنان كه از روى استحقاق ميراث برند فردوس را كه بلندترين درجات بهشت است و گويند منازل كفار را از بهشت ميراث گيرند چه هر يك از مؤمنان و كافران را در بهشت و دوزخ منزلى است منازل مؤمنان از دوزخ اضافه بمنازل كفّار كنند و منزلهاى ايشان در بهشت بر منزلهاى مؤمنان افزايند در زاد المسير آورده كه بهشت به نظر كفار درآمدند و مقامهاى ايشان را كه اگر ايمان آوردندى آنجا بودندى بر ايشان نمايند تا حسرت ايشان زياده نمايد و حسرت بر حسرت زياده شود بيتنظر از دور در جانان بدان ماند كه كافر را * بهشت از دور بنمايند كان سوز دگر باشدهُمْ فِيها خالِدُونَايشان كه وارثان فردوساند در بهشت جاويد مانندگانندوَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَو به درستى كه ما آفريدهايم آدميان رامِنْ سُلالَةٍاز خلاصه و نقاوه بيرون كشيده شدهمِنْ طِينٍاز گل يا بيافريديم آدميان را از منى كه بيرون آمد از گل كه آدم است عليه السلامثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةًپس گردانيديم نسل او را يعنى آفريديم از نطفه و بر تفسير سابق ساختيم جوهر بيرون آمده را نطفه جاى گرفتهفِي قَرارٍ مَكِينٍدر قرارگاهى استوار يعنى رحم و چهل روز او را سفيد نگاه داشتيمثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةًپس گردانيديم نطفه سفيد را پاره خون سرخ بسته چهل روز ديگرفَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةًپس ساختيم آن خون بسته را مضغه يعنى مقدارى از گوشت كه بهيكبار بخايند گوشتى بىاستخوان چهل روز ديگرفَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماًپس ساختيم آن گوشت را استخوان يا آنكه محكم گردانيديم آن را بعد از سه اربعينفَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماًپس پوشانيديم استخوان را گوشتى يعنى برويانيديم گوشت بعد از رستن عروق و اعصاب و اوتار و عضلات بروثُمَّ أَنْشَأْناهُپس بيافريديم او راخَلْقاً آخَرَآفريدنى ديگر در بطن ام يعنى روح درو دردميديم تا زنده شد بعد از آنكه مرده بود يا بعد از خروج او را دندان و موى داديم و راه پستان برو بگشاديم و از مقام رضاع بفطام رسانيده به غذاهاى گوناگون تربيت فرموديم و چون قدم در حد بلوغ نهاد قلم تكليف بر وى جارى كرديم و بمراتب شباب و كهولت و شيخوخت بگذرانيديمفَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَپس بزرگ است خدا كه نيكونگارندهتر نگارندگان است اى عزيز حق سبحانه و تعالى عرش و كرسى و فلم و ملائكه و نجوم و سموت و ارضين بيافريد و ذات مقدس را بدين نوع ثنا كه بعد از آفرينش انسان فرمود ، نفرموده و اين دليل بر تكريم و تفضيل انسان است بيتبر ورق روى تو لطف خداى * آيت حسن است كه تحرير كردو فى المثنوى المعنوىاى رخ چون زهرهات شمس الضحى * اى كدامى رنگ تو گلگوننماتاج كرمنا است بر فرق سرت * طوق فضلناست آويز برتهيچ كرمنا شنيد اين آسمان * كين شنيد اين آدمى پرغماناحسن التقويم در و التّين بخوان * كه كدامى گوهر است از بحر جانگر بگويم قيمت آن ممتنع * من بسوزم هم بسوزد مستمعبعضى از اهل وجدان گويند كه چون درين آيت احوال بنىآدم و ترقى از مقامى بمقامى بيان فرمود و دانست كه او را زبانى باد اى مراسم حمد و ثناى كه مستحق بارگاه قدم باشد نخواهد بود در ستايش ذات مقدس از جانب او نيابت نموده گفت فتبارك اللّه احسن الخالقين .