تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨

[ سوره مؤمنون ]

بنام خدائى بخشاينده مهربان 23 / 1 هر آئينه رستگار شدند مسلمانان ( 1 ) 23 / 2 آنان كه ايشان در نماز خويش نيايش‌كنندگانند ( 2 ) 23 / 3 و آنان كه ايشان از بيهوده رو گردانند ( 3 ) 23 / 4 و آنان كه ايشان زكات را اداكنندگانند ( 4 ) 23 / 5 و آنان كه ايشان شرمگاه خود را نگاهدارندگانند ( 5 ) 23 / 6 مگر بر زنان خويش يا بر كنيزكانى كه ملك دست ايشانست هر آئينه اينان نكوهيده نيستند ( 6 ) 23 / 7 پس هر كه طلب كند سواى اين آن جماعه از حد گذرندگانند ( 7 ) 23 / 8 و آنان كه ايشان امانتهاى خود را و عهد خود را رعايت‌كنندگانند ( 8 )
شرح

سورة المؤمنون

مكية و هى مائة و ثمان عشرة آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَبه درستى كه رستگار شدند و به مقصود خود رسيدند گرويدگانالَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَآنان كه در نماز خود ترس‌كارانند چشم بر سجده‌گاه نهاده و بدل بدرگاه مناجات حاضر شده آورده‌اند كه حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام بوقت اداى نماز جانب آسمان نظر مىفرمود چون اين آيت نازل شد نظر بموضع سجده گماشت و در لباب فرمود كه در حالت قيام ديده بر سجده‌گاه بايد نهاد مگر به مكه معظمه كه در خانه مكرم بايد نگريست و گفته‌اند كه خشوع آنست كه مصلى نداند كه بر دست راست و چپ او كيست واسطى قدس سره فرمود كه خشوع اداى نماز است للّه و فى اللّه بىملاحظه اغراض و اعواض و در بحر الحقائق مذكور است كه خشوع در ظاهر آنست كه سر به پيش افگند ديده را از التفات به چپ و راست منع كند و دست راست بر چپ نهد و قرأت او از روى حضور بود و در باطن آنكه خواطر و هواجس را منع كند و بسر مراتب حق باشد و در بحر شهود مستغرق گشته از شعله آثار ظهور انوار جلال و جمال بگدازد محققى فرموده است كه در نماز اوّل از خود بيزار بايد شد پس طالب وصول بقرب يار بايد گشت نظميار بيزار است از تو ، تا توئى * اوّل از خود خويش را بيزار كنگر ز تو يك ذرّه باقى مانده است * خرقه و تسبيح را زنار كنخوش تبرك هر دو عالم‌گير و رو * ذره‌منديش چون عطا كنوَ الَّذِينَ هُمْو آنان كه ايشانعَنِ اللَّغْوِاز سخن لغو يعنى باطل و كردار ناشايستمُعْرِضُونَاعراض‌كنندگانند و امام قشيرى رح فرموده كه هر چه براى خداست خشوع است و آنچه ترا از خدا بازدارد باطل و سهو است و آنچه بنده را در ان حظى باشد لهو است و آنچه از خدا نبود لغو است و حقيقت آنست كه لغو چيزى را گويند از اقوال و افعال كه هيچ كار نيايدوَ الَّذِينَ هُمْو آنان كه ايشانلِلزَّكاةِ فاعِلُونَمر زكات واجب را از مال خود اداكنندگانند و گفته‌اند كه زكات فطر را يا صدقات تطوع راوَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَو آنان كه ايشان مر فرجهاى خود را از حرام نگاه‌دارندگانندإِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْمگر از زنان خودأَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْيا از آنكه مالك شده‌اند ايشان را دستهاى ايشان يعنى كنيزكانى كه ملك يمين‌اندفَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَپس به درستى كه نگاهدارندگان فروج ملامت كرده شده نيستند برايتان اين‌ها به شرط آنكه در حيض و نفاس و روزه فرض و احرام نباشد و در غير مأتى و در غير اين دو صنف به‌هيچ‌وجه نباشدفَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَپس هر كه جويد براى مباشرت غير زنان و كنيزكان خودفَأُولئِكَ هُمُ العادُونَپس آن گروه جويندگان ، ايشان‌اند درگذرندگان از حلال به حرام يا كامل‌اند در ستمكارى و آنان كه استمنا بيد كنند هم ازين گروهندوَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْو آنان كه ايشان مر امانتهاى خود را يعنى آنچه ايشان را بران امين ساخته باشند از امانات و ودائع خلق يا آنچه امانت حق است چون نماز و روزه و غسل جنابتوَ عَهْدِهِمْ راعُونَو مر عهدها راى كه با حق و خلق ببندند رعايت‌كنندگانند يعنى به نگاهداشت آن قيام مىنمايند .