تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
20 / 82 و هر آئينه من آمرزنده‌ام كسى را كه توبه كرد و ايمان آورد و كار شايسته كرد باز راه راست يافت ( 82 ) 20 / 83 و چه چيز بشتاب آورد ترا غافل مانده از قوم خود اى موسى ع ( 83 ) 20 / 84 گفت قوم من ايشانند بر پى من و شتافتم بسوى تو اى پروردگار من تا خوشنود شوى ( 84 ) 20 / 85 گفت خدا هر آئينه ما در بلا افگنديم قوم ترا پس از تو و گمراه ساخت ايشان را سامرى ( 85 )
شرح
وَ إِنِّي لَغَفَّارٌو به درستى كه من هر آئينه نيك آمرزنده‌املِمَنْ تابَمر آن‌كس را كه توبه كرد از شركوَ آمَنَو ايمان آورد به واحدانيت حضرت منوَ عَمِلَ صالِحاًو بكرد عمل نيكو يعنى فريضه‌ها ادا نمودثُمَّ اهْتَدىپس راه راست رفت يعنى بر سنت پيغمبر عليه السلام مواظبت كرد يا بر هدايت استقامت نمود يا طريق اهل سنت و جماعت گرفت نظمراه سنت رو اگر خواهى طريق مستقيم * كز سنن راهى بود سوى رضاء ذو المننهر مژه در چشم وى همچون سنانى تيز باد * كز سنانى زندگى خواهد زمانى بىسننآورده‌اند كه بنى اسرائيل بعد از هلاك فرعون از موسى عليه السلام استدعا نمودند كه از براى ما قوانين شريعتى و قواعد احكام آن مبين و معين ساز موسى ع درين باب با حضرت رب الارباب مناجات كرد خطاب رسيد كه با جمعى از اشراف بنى اسرائيل به كوه طور آئى تا كتابى كه جامع احكام شرع باشد به تو دهم موسى ع هارون را بجاى خود بگذاشت و خود با قوم كه هفتاد تن بودند متوجه طور شده قوم را وعده كرد كه بعد از چهل روز كه بگذرد مىآيم و كتاب مىآرم و چون نزديك طور رسيدند قوم را بگذاشت و از غايت اشتياق كه بكلام و پيام الهى داشت زودتر به‌پاى كوه برآمده خطاب ربانى در رسيدوَ ما أَعْجَلَكَو چه چيز شتابان ساخت ترا تا تعجيل كردى و پيشتر آمدىعَنْ قَوْمِكَ يا مُوسىاز گروه خود اى موسىقالَ هُمْ أُولاءِگفت موسى ع كه ايشان گروه مردان اينك مىآيندعَلى أَثَرِيو بر پى من و ساعت به ساعت مىرسندوَ عَجِلْتُو بشتافتمإِلَيْكَ رَبِّبسوى تو اى پروردگار منلِتَرْضىتا خشنود گردى از من چه امتثال امر موجب رضاى آمرست يعنى پيش آمدن من از قوم نه به جهت تعظيم بود بر ايشان بلكه طالب خوشنودى تو كردمقالَ فَإِنَّاگفت خداى پس به درستى كه ماقَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَدر فتنه انداختيم قوم ترا و مبتلا ساختيم به عبادت عجلمِنْ بَعْدِكَاز پس بيرون آمدن تو از ميان ايشانوَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّو گمراه كرد يعنى سبب گمراهى ايشان شد سامرى و او مردى بود منسوب بقبيله سامرّه از عظماى بنى اسرائيل گويند از كرمان بود يا از ماجر يا كه موضعى است در عراق عرب كه اسرائيليان است نه از قوم بنى اسرائيل بلكه از جمعى گوساله‌پرستان بوده و او را موسى بن ظفر گفتندى و اصح آنست كه او از بنى اسرائيل بوده و در وقتى كه فرعون ابناى ايشان را مىكشتى او متولد شده و مادرش بعد از تولد او را به كنار نيل در جزيره بيفگند و حق تعالى جبرئيل ع را امر فرمود تا او را پرورش دهد و ماكول و مشروب او مهيّا گرداند و بدين سبب او جبرئيل ع را مىشناخت و در روز غرق شدن فرعونيان از زير سم اسپ وى قبضه خاك برداشته و محافظت نموده درين وقت كه موسى ع بطور رفت سامرى نزد هارون آمده گفت قدرى پيرايه كه از قبطيان به عاريت گرفته‌ايم با ماست و ما را در ان تصرف كردن روا نيست و مىبينم كه بنى اسرائيل آن را مىخرند و مىفروشند حكم فرماى تا همه جمع كنند و بسوزند هارون ع امر فرمود تا تمام پيرايها آوردند و در حفره ريخته آتش در ان زدند و سامرى زرگر چالاك بوده همين كه آن زرها را بگداخت وى قالبى ساخت و آن زر گداخته در آن ريخت و به شكل گوساله چيزى بيرون آورد و قدرى از خاك سم اسپ جبرائيل كه فرس الحياة مىگفتند كه برداشته بود در درون وى ريخت فى الحال زنده گشت گوشت و پوست برو پيدا شد به آواز درآمد گويند زنده نه‌شد ليكن به همان وضع كه ريخته بود بانگى كرد كه چهار دانگ از قوم بنى اسرائيل وى را سجده كردند حق تعالى موسى ع را خبر داد كه قوم تو بعد از خروج تو گوساله‌پرست شدند .