تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
20 / 90 و هر آئينه گفت ايشان را هارون پيش ازين اى قوم من جزين نيست كه مبتلا شده‌ايد به اين گوساله و هر آئينه پروردگار شما خدا است پس پيروى من كنيد و انقياد حكم من نمائيد ( 90 ) 20 / 91 گفتند هميشه مجاور خواهيم بود برين گوساله تا وقتى كه بازآيد بما موسى ( 91 ) 20 / 92 موسى آمده گفت اى هارون چه چيز بازداشت ترا چون ديدى ايشان را كه گمراه شدند ( 92 ) 20 / 93 از آنكه پيروى من كنى آيا خلاف حكم من كردى ( 93 ) 20 / 94 گفت اى پسر مادر من مگير ريش مرا و نه موى سر مرا هر آئينه من ترسيدم از آنكه گوئى جدائى افگندى در ميان فرزندان يعقوب و نگاه نه داشتى سخن مرا ( 94 ) 20 / 95 گفت موسى پس چيست حال تو اى سامرى ( 95 ) 20 / 96 گفت بينا شدم به آنچه سائر مردم بينا نشدند به آن پس گرفتم مشتى خاك از نقش پاى فرستاده يعنى جبرئيل پس افگندم آن را و به همين صفت بياراست پيش من نفس من ( 96 )
شرح
وَ لَقَدْ قالَبه درستى كه گفتلَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُمر ايشان را هارون ع پيش از آمدن موسى ع از روى مواعظ كهيا قَوْمِاى گروه منإِنَّما فُتِنْتُمْجزين نيست كه مبتلا شده‌ايدبِهِبه گوساله يعنى به پرستيدن اووَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُو به درستى كه آفريدگار شما خداى بسيار بخشائشستفَاتَّبِعُونِيپس پيروى كنيد مرا در عبادت اووَ أَطِيعُواو گردن نهيدأَمْرِيفرمان مرا و بر دين ثابت باشيدقالُوا لَنْ نَبْرَحَگفتند ما پيوسته باشيمعَلَيْهِبر پرستش گوسالهعاكِفِينَمجاوران و مقيمانحَتَّى يَرْجِعَتا وقتى كه بازگرددإِلَيْنا مُوسىبسوى ما موسى ع از طور و ببينم كه او پرستش مىكند يا نى و آنچه سامرى گفت كه اين خداى موسى ع است راست گفت يا نى پس چون موسى ع باز آمد اوّل با قوم عتاب نمود چنانچه گذشت آنگه روى به برادر آورد از غايت غضب موى پيشانى او به دستى و محاسن بدست ديگر گرفته سوى خودش كشيد و از روى عتابقالَ يا هارُونُگفت اى هارونما مَنَعَكَچه چيز بازداشت تراإِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّواچون ديدى تو كه ايشان گمراه شدندأَلَّا تَتَّبِعَنِاز آنكه متابعت من كنى در غضب براى خدا و حمايت دين يا از آنكه از پى من درآيى و خود را به من رسانىأَ فَعَصَيْتَ أَمْرِيآيا سر كشيدى از امر منقالَگفت هارون از روى استعطافيَا بْنَ أُمَّاى پسر مادر من اگرچه برادر مادرى و پدرى بود اما ذكر مادر كرده براى رقت دل موسى و به ملايمت گفتلا تَأْخُذْفرا مگيربِلِحْيَتِيمحاسن مراوَ لا بِرَأْسِيو نه موسى سرإِنِّي خَشِيتُبه درستى كه من ترسيدم اگر مقاتله كنم با ايشان يا ايشان را بگذارم و از پى تو آيمأَنْ تَقُولَآن را كه تو گوئىفَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَتو جدائى انداختى ميان بنى اسرائيلوَ لَمْ تَرْقُبْو نه نگاه داشتىقَوْلِيسخن مرا كه گفته بودم و اصلح امرى و حضرت موسى ع بوقت رفتن بطور هارون ع را گفته بود اخلفنى فى قومى و اصلح چه اصلاح نگاهداشت جماعت است و مدارا با ايشان موسى ع اين عذر را مسلم داشت و روى به سامرى آوردقالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّگفت چيست اين كار عظيم تو اى سامرى يعنى اين چيست كه كردىقالَ بَصُرْتُگفت سامرى كه بينا شدمبِما لَمْ يَبْصُرُوابه آن چيزى كه بينا نه‌بودند بنى اسرائيلبِهِبه آن چيز يعنى جبرئيل را ديدم و بشناختمفَقَبَضْتُپس فراگرفتمقَبْضَةًمشتى خاكمِنْ أَثَرِ الرَّسُولِاز نشان سم اسپ رسول يعنى جبرائيل مراد آنست كه خاك زير سم اسپ وى گرفتم و با خود داشتم چون گوساله را از قالب بيرون آوردمفَنَبَذْتُهاپس درافكندم آن را درون گوساله تا زنده شد و به آواز آمدهوَ كَذلِكَو همچنين كه گفتمسَوَّلَتْبياراستلِيبراى من و در نظر من نيكو آورد اين كارنَفْسِينفس من در لباب مذكورست كه موسى ع قصد قتل سامرى كرد و از حق سبحانه وحى آمد كه او را مكش كه صفت سخاوت برو غالب است و چون از سخاى او خلق را منفعت بوده حيات ازو باز نتوان داشت سرّ و امّا ينفع الناس فيمكث فى الارض اينجا ظاهر مىشود نظمهر نهالى كه برگ دارد و بر * باد ز آب حيات تازه و ترو آنچه بىميوه باشد و سايه * به كه گردد تنور را مايه .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 694 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )