تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
20 / 26 و آسان كن براى من كار مرا ( 26 ) 20 / 27 و بگشاى گره از زبان من ( 27 ) 20 / 28 تا فهم كنند سخن من ( 28 ) 20 / 29 و مقرر كن براى من وزيرى از كسان من ( 29 ) 20 / 30 هارون برادر مرا ( 30 ) 20 / 31 محكم كن بسبب او توانائى مرا ( 31 ) 20 / 32 و شريك كن او را در كار من ( 32 ) 20 / 33 تا تسبيح تو گوئيم بسيارى ( 33 ) 20 / 34 و ياد تو كنيم بسيارى ( 34 ) 20 / 35 هر آئينه تو هستى باحوال ما بينا ( 35 ) 20 / 36 گفت هر آئينه داده شدى درخواست خودت اى موسى ( 36 ) 20 / 37 هر آئينه نعمت فراوان داديم بر تو يك‌بار ديگر ( 37 ) 20 / 38 چون الهام فرستاديم بسوى مادر تو آنچه الهام كردنى بود ( 38 ) 20 / 39 كه بيفگن اين طفل را در صندوق پس افگن صندوق را در دريا تا افگند او را دريا به كناره بگيردش دشمن من و دشمن وى و بيفگندم بر روى تو قبول از جانب خويش
شرح
وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِيو آسان كن براى من كار مرا كه تبليغ رسالت استوَ احْلُلْو بگشاىعُقْدَةًگره رامِنْ لِسانِياز زبان منيَفْقَهُوا قَوْلِيتا فهم كنند سخن مرا - آورده‌اند كه روزى فرعون موسى را در حال طفوليت بر كنار داشت موسى ع دست بريش مرصع او دراز كرد و قدرى از ان بگرفت و بركند فرعون خشم گرفته بقتل او حكم كرد و آسيه خاتون رض عذرخواهى آغاز نموده فرمود كه اين كودك جوهر درخشان ديده بدان متوجه شد و اگر جمره آتش به بيند دست بدان خواهد رسانيد پس طشتى پرآتش و ظرفى پر از ياقوت پيش موسى ع آوردند جبرئيل دست وى را گرفته بسوى جمرات آتش برد جمره برداشته در دهن نهاد زبانش بسوخت و گرهى بر زبان بماند سخنش نيك مفهوم نمىشد اينجا درخواست كرد تا آن عقده منحل شود و ديگر گفتوَ اجْعَلْ لِيو گردان براى من يعنى مقرر كنوَزِيراًيارىدهنده و با ما بار بردارندهمِنْ أَهْلِياز كسان منهارُونَ أَخِيهارون برادر مناشْدُدْ بِهِمحكم كن بوىأَزْرِيپشت مراوَ أَشْرِكْهُو انباز كن او رافِي أَمْرِيدر كار من يعنى شريك ساز او را در نبوت با منكَيْ نُسَبِّحَكَتا ترا به پاكى ياد كنيم و نماز گذاريم تراكَثِيراًبسياروَ نَذْكُرَكَ كَثِيراًو ياد كنيم ترا به حمد و ثنا و دعاى بسيارإِنَّكَ كُنْتَبه درستى كه تو هستىبِنا بَصِيراًباحوال ما بينا يا تو دانائى به‌آنچه صلاح مادر آنستقالَ قَدْ أُوتِيتَگفت خداى كه به تحقيق داده شدىسُؤْلَكَ يا مُوسىمسئول و مطلوب خود را اى موسى يعنى هر چه خواستى به تو دادموَ لَقَدْ مَنَنَّاو به درستى كه منت نهاده‌ايمعَلَيْكَبر تو و نعمت داده‌ايم ترامَرَّةً أُخْرىدر وقتى ديگرإِذْ أَوْحَيْناچون وحى كرديمإِلى أُمِّكَبسوى مادر توما يُوحىآنچه نتوان دانست مگر بوحى يعنى او را الهام داديم در وقتى كه ترا زاده بود و كسان فرعون در طلب پسران بودند كه بكشند و او به كار تو درمانده شد ما ملهم ساختيم او را يا بر زبان ملكى نه بر وجه نبوت به دو پيغام كرديمأَنِ اقْذِفِيهِآنكه بيفگن موسى ع رافِي التَّابُوتِدر صندوق بعد از آنكه پنبه در وى نهاده باشى و سر آن را بقير محكم ساختهفَاقْذِفِيهِپس بيفگن آن تابوت رافِي الْيَمِّدر درياى نيلفَلْيُلْقِهِ الْيَمُّپس بايد كه بيفگند دريا صورتش امر است و معنيش خبر يعنى دريا او را مىافگندبِالسَّاحِلِبه كنارهيَأْخُذْهُتا فرا گيرد او را در انعَدُوٌّ لِيدشمنى كه مراستوَ عَدُوٌّ لَهُو دشمنى كه مر او راست يعنى فرعون تكرار عدو به جهت مبالغه عداوت اوست آورده‌اند كه مادر موسى ع بامر الهى موسى ع را در صندوق نهاده به درياى نيل افگند و جوى از ان دريا به خانه فرعون مىرفت صندوق از ان جوى بباغ فرعون درآمد و او با زن خود آسيه بر كنار جوى بود چون صندوق پيش ايشان رسيد بگرفتند و سر باز كرده كودكى ماه روى و سياه چشم بيرون آمد بيتماه زيبا ولى روى تو زيباتر ازوست * چشم نرگس چه كنم چشم تو رعناتر ازوستقتاده فرمود كه در چشمهاى موسى ع ملاحتى بود هر كه او را ديدى دوست داشتى آسيه و فرعون چشم او را ديدند محبّت او در دل ايشان پديد آمد چنانچه حق سبحانه مىفرمايدوَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَو افگندم بر تومَحَبَّةًدوستى كائنامِنِّياز من يعنى تخم محبّت ترا در دلها بكاشتم تا بر تو مهربانى ورزند .