تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
19 / 66 و مىگويد آدمى آيا چون بميرم بيرون آورده خواهم شد زنده شده ( 66 ) 19 / 67 آيا ياد نمىكند آدمى كه ما آفريديم او را پيش ازين و نبود هيچ‌چيزى ( 67 ) 19 / 68 پس قسم پروردگار تو كه البته برانگيزيم اين منكران بعث را با شياطين باز حاضر كنيم ايشان را حوالى دوزخ به زانو در افتاده ( 68 ) 19 / 69 باز بركشيم از هر امتى كه از ايشان جرأت‌كننده‌ترست بر خدا از روى نافرمانى ( 69 ) 19 / 70 باز ما داناتريم به آنان كه سزاوارتراند بدر آمدن دوزخ ( 70 ) 19 / 71 و نيست از شما هيچ‌كس مگر گذرنده برين اين لازم وعده است بر پروردگار تو مقرّر كرده شده ( 71 )
شرح
وَ يَقُولُ الْإِنْسانُو مىگويد انسان يعنى با يكديگر مىگويند يا ابى بن خلف كه استخوانهاى ريزيده شده را مىآورد و بطريق استبعاد مىگويدأَ إِذا ما مِتُّآيا چون بميرم منلَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّاهر آئينه زود بيرون آورده شوم از خاك زنده استفهام بمعنى انكار يعنى چگونه تواند بود كه مرده زنده شود و از خاك بيرون آيد حق تعالى مىفرمايد در جواب او كهأَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُآيا نمىانديشد و ياد نمىكند آن آدمىأَنَّا خَلَقْناهُآن را كه بيافريديم ما او رامِنْ قَبْلُپيش ازينوَ لَمْ يَكُ شَيْئاًو نبود چيزى بلكه عدم محض بود يعنى بايد كه متذكر گردد اين معنى را كه ايجاد معدوم عجب‌تر است از جمع مواد بعد از تفرق آنفَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْپس به حق پروردگار تو كه بوقت قيامت هر آئينه حشر كنيم آن را يعنى كافران راوَ الشَّياطِينَبا ديوان يعنى با قرناى ايشان از شياطين كه در دنيا داشته باشند هر يكى را با قرين او در سلسله مقيد سازندثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْپس حاضر گردانيم ايشان را و بعضى گفته‌اند كه همان آدميان راحَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّاگرداگرد دوزخ همه به زانو در آمده از هول حساب و احضار ايشان بحوالى دوزخ جهت آنست كه تا سعداء بدانند كه از چه بليه خلاص يافته‌اند سرور ايشان بيفزايد و اشقيا امكنه خود را در دوزخ ببينند ملال ايشان زياده گردد -ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّپس بيرون آريم نخستمِنْ كُلِّ شِيعَةٍاز هر گروهىأَيُّهُمْهر كه باشد از ايشانأَشَدُّسخت‌تر و بسيارترعَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّابر خداى از جهت سركشى و جرأت يعنى اوّل از هر امتى آن را كه كافرتر بوده و نافرمان‌تر جدا كنيمثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُپس به درستى كه ما داناتريمبِالَّذِينَ هُمْبه آنان كه ايشانأَوْلىسزاوارتراندبِهابه آتش دوزخصِلِيًّااز جهت انداختن يعنى مىدانيم كه كيست سزاى آنكه نخست او را در آتش افگنندوَ إِنْ مِنْكُمْو نيست از شما از آدميان هيچ‌كسإِلَّا وارِدُهامگر رسنده و گذرنده بر دوزخ اما چون مؤمنان برو گذرند آتش مرده و افسرده گردد چه در حديث آمده كه بعضى بهشتيان از يكديگر سؤال كنند كه حق تعالى ما را وعده فرموده كه ان منكم الا واردها پس چه حال بود كه ما آتش را نديديم فرشتگان گويند قد وردتموها و هى خامدة يعنى به درستى كه شما گذر كرديد بر دوزخ اما آتش او بسبب نور ايمان شما فرومرده بود پير رومى قدس سره فرمود بيتمؤمن فسون بداند بر آتشى بخواند * سوزش درو نماند گردد چو نور روشنكانَهست ورود بر دوزخعَلى رَبِّكَبر پروردگار توحَتْماًجزمى و قطعىمَقْضِيًّاكارى حكم كرده شده بر آن يعنى وعده است كه البته واقع خواهد بود و در ان خلاف نيست و جمعى برانند كه ورود بمعنى دخول است چه جابر بن عبد اللّه انصارى رض از حضرت رسول عليه الصلاة و السلام روايت كرد كه ورود دخول است يعنى همه را در دوزخ حاضر خواهند كرد و هيچ برى و فاجرى نباشد الا كه به دوزخ درآيند اما آتش بر مؤمنان سرد با سلامت باشد چنانچه بر ابراهيم عليه السلام و مؤيد اين قول است آنكه حق سبحانه مىفرمايد كه -
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 674 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )