19 / 58
اين جماعت آنانند كه انعام كرد خدا بر ايشان از زمرهء پيغمبران از فرزندان آدم و از نسل آنان كه برداشتيم با نوح و از ذريت ابراهيم و يعقوب و از جمله آنان كه راه راست نموديم ايشان را و برگزيديم چون خوانده مىشد بر ايشان آيات خدا مىافتادند سجدهكنان و گريان ( 58 )
19 / 59
پس جانشين شد بعد از ايشان خلفى چند كه ترك كردند نماز را و پيروى كردند خواهشها را پس خواهند يافت جزاى گمراهى ( 59 )
19 / 60
ليكن هر كه توبه كرد و ايمان آورد و كار شايسته به عمل آورد پس اين جماعت درآيند به بهشت و هيچ ستم كرده نشود بر ايشان ( 60 )
شرح
أُولئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْآن گروه انبياء ع كه مذكور شدند از زكريا ع تا ادريس عليه السلام آنانند كه انعام كرد خداى بر ايشان بانواع انعام دينيه و دنيويه و اصناف مواهب صوريه و معنويهمِنَ النَّبِيِّينَاز پيغمبران بيان موصول است يعنى آنان پيغمبرانندمِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَاز فرزندان آدم ع كه ادريسست و باقى ايشانوَ مِمَّنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍو از ذريت آنها كه برداشتيم ايشان را در كشتى با نوح و آنها غير ادريساندوَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْراهِيمَو از فرزندان ابراهيموَ إِسْرائِيلَو از ذريت يعقوبوَ مِمَّنْ هَدَيْناو از جمله آنها كه راه نموديم ايشان را به حقوَ اجْتَبَيْناو برگزيديم ايشان را از ميان مردمان به نبوّتإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِچون خوانده شود بر ايشان آيتهاى خداى تعالى در كتب منزله بر ايشانخَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّابه روى درافتادند در حالتى كه سجدهكنندگان بودند مر خداى را و گريندگان از خوف وى گريه را باستماع تلاوت كلام ربانى نسبتى خاصست چنانچه در خبر آمده كه قرآن خوانند و گريه كنيد و اگر نتوانيد خود را بتكلف در گريه درآريد و صالح مرى فرمود كه در خواب قرآن بر حضرت رسالت پناه عليه الصلاة و السلام خواندم فرمود كه يا صالح هذه القراءة فاين البكاء كلام دوست به هيچ شوقست چون آتش شوق در كانون دل برافروخته گردد آب حزن از ديده ريخته گردد و اذا سمعوا ما انزل الى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع نظماى دريغا اشك من دريا بدى * تا نثار دلبرى زيبا بدىاشك كان از بهر او بارند خلق * گوهرست و اشك پندارند خلقاين سجده پنجم است از سجدات قرآن حضرت شيخ عربى قدس سره اين سجده را كه به جهت تلاوت آيات رحمانى وقوع مىيابد سجود انعام گفته و گريه كه متفرع بروست آن را گريه فرح و سرور مىدارد چه رحمت رحمانيه مقتضى لطف و رافت است و موجب بهجت و مسرت پس نتيجه او طرف است نه اندوه و تعبفَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌپس در رسيدند از پس ايشان فرزندان بد كه از فرط غفلتأَضاعُوا الصَّلاةَفروگذاشتند نماز را يعنى ترك كردندوَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِو پيروى نمودند آرزوهاى نفس را از انواع معاصى چون شرب خمر و زنا و امثال آنفَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّاپس زود باشد كه ببينند جزاى گمراهى و تباهكارى يا عذاب و زيان و گويند غى چاهيست در دوزخ كه اهل دوزخ از عذاب اهل آن چاه پناه به خدا جويند و بقول بعضى وادييست در جهنّم آتش او تيزتر و عذاب او سختتر كه بىنمازان و متابعان آرزوى نفس را بهآنجا برندإِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَمگر آنكه بازگشته باشد از معصيتها و ايمان آورده باشد بدل و زبانوَ عَمِلَ صالِحاًو كرده باشد عملهاى شايستهفَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَپس آن گروه تائب و مؤمن درآورده شوند به بهشت و حفص فعل معلوم مىخواند يعنى درآيند در بهشتوَ لا يُظْلَمُونَ شَيْئاًو ستم ديده نشوند در چيزى از چيزهاى خود يعنى از مزد ايشان چيزى كم نكند و آن چه بهشت باشد كه ايشان را درآرند در ان .