19 / 76
و زياده مىدهد خدا راهيابان را هدايت و حسنات پاينده شايسته بهتراند نزديك پروردگار تو از روى جزا و نيكوترند از جهت بازگشت ( 76 )
19 / 77
آيا ديدى آن را كه كافر شد بآيات ما و گفت البته داده شود مرا مال و فرزند ( 77 )
19 / 78
آيا مطلع شده است بر غيب يا گرفته است از نزديك خدا عهدى ( 78 )
19 / 79
نه چنان بود خواهيم نوشت آنچه مىگويد و افزون دهيمش عقوبت افزون دادنى ( 79 )
19 / 80
و بازستانيم پس از وى آنچه مىگويد و بيايد پيش ما تنها شده ( 80 )
19 / 81
و خدايان گرفتند بجز خدا تا باشند ايشان را سبب عزّت ( 81 )
شرح
وَ يَزِيدُ اللَّهُو مىافزايد خداى در دنياالَّذِينَ اهْتَدَوْاآنان را كه راهيافتهاند بكتاب اوهُدىًرهنمودنى يعنى گرويدهاند بهآنچه از قرآن نازل شده و حق تعالى هدايت ايشان را بتصديق هر چه منزل مىشود زياده مىكندوَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُو عملهاى شايسته باقى از صلوات خمسه يا كلمات اربع سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الا اللّه و اللّه اكبر و غير آن مر ايشان راخَيْرٌبهتر استعِنْدَ رَبِّكَنزد پروردگار توثَواباًاز جهت پاداشوَ خَيْرٌ مَرَدًّاو بهترست از جهت بازگشت يعنى اگر كافران را در دنيا جاه و مال است در آخرت و بال و نكال خواهد بود اما مؤمن در دنيا هم هدايت دارد و هم حمايت و در آخرت هم ثواب خواهد داشت و هم حسن المآب بيتبه دنيا سرفراز و نامدارند * بعقبى كامدار و كامگارندآوردهاند كه حباب بن الارت را بر عاص بن وائل تيمى دينى بود روزى او را به اداى آن تقاضا كرد او گفت دام تو باز ندهم تا بمحمد كافر نشوى حباب گفت لا و اللّه كافر نشوم بدان حضرت ص نه زنده و نه مرده و نه روزى كه برانگيخته شوم عاص گفت آن روز كه مبعوث شوى بيا و دام خود از من بستان كه اگر آنچه مىگوئى حق است من آنجا افضل از تو خواهم بود و مال و فرزند من بيشتر حق سبحانه آيت فرستاد كهأَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَآيا ديدى آن را كه نگرويدبِآياتِنابه آيتهاى ما يعنى قرآن يا دلائل وحدانيتوَ قالَو گفت يعنى عاص كه به خداى كه فرداى قيامتلَأُوتَيَنَّهرآئينه داده شوم يعنى به من دهند در ان روزمالًا وَ وَلَداًمال و فرزند راأَطَّلَعَ الْغَيْبَآيا مطلع شده بر غيب و لوح محفوظ را مطالعه كرده و اين سخن از آنجا مىگويدأَمِ اتَّخَذَيا فراگرفته استعِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداًنزديك خداى عهد و پيمانى بر اين صورتكَلَّانه چنان است كه او مىگويدسَنَكْتُبُزود باشد كه بنويسيم يعنى نگاهداريمما يَقُولُآنچه مىگويد تا بدان او را جزا دهيم يا حفظه را امر كنيم تا بنويسندوَ نَمُدُّ لَهُو بازگشتيم براى اومِنَ الْعَذابِ مَدًّااز عذاب بازكشيدنى يعنى دراز كنيم و پيوسته گردانيم عذاب او را برين وجه كه عذابى بر بالاى عذابى به دو رسانيموَ نَرِثُهُو ميراث گيريم يعنى بازستانيم به مرگ اوما يَقُولُآنچه مىگويد كه فردا به من خواهند داد يعنى مال و فرزندوَ يَأْتِيناو بيايد بما وقت مرگ يا روز رستخيزفَرْداًتنها نه مال رفيق او و نه فرزندان قرين اووَ اتَّخَذُواو فرا گرفتند مشركان قريشمِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداىآلِهَةًخدايان باطل چون اصنام و ملائكهلِيَكُونُواتا باشند اين معبودانلَهُمْ عِزًّامر ايشان را سبب عزّت و ارجمندى يعنى به شفاعت ايشان متعزز گردند نزديك خداى تعالى -