تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
17 / 76 و هر آئينه نزديك بودند كه بلغزانند ترا از زمين تا جلا وطن كنند ترا از آنجا و آنگاه نمانند پس از تو مگر اندكى ( 76 ) 17 / 77 مانند روش آنان كه فرستاده‌ايم ايشان را پيش از تو از پيغمبران خويش و نخواهى يافت روش ما را تبديلى ( 77 ) 17 / 78 برپا دار نماز را وقت زوال آفتاب تا هجوم تاريكى شب و لازم گير قرآن خواندن فجر را هر آئينه قرآن خواندن فجر را حاضر مىشوند فرشتگان ( 78 ) 17 / 79 و بعضى شب بيدار باش به قرآن شب‌خيزى زياده شد براى تو نزديك است كه ايستاده كند ترا پروردگار تو بمقامى پسنديده ( 79 )
شرح
وَ إِنْ كادُواو به درستى كه خواستند اهل مكّهلَيَسْتَفِزُّونَكَتا ترا بلغزانند به دشمنىهامِنَ الْأَرْضِاز زمين مكّهلِيُخْرِجُوكَ مِنْهاتا ترا بيرون كنند از انوَ إِذاً لا يَلْبَثُونَو آنگاه كه چنان شود درنگ نه‌كنندخِلافَكَپس از رفتن توإِلَّا قَلِيلًامگر زمانى اندك آن‌چنان بود كه بعد از هجرت به اندك زمانى واقعه بدر دست داد و هلاك گشتند و قولى آنست كه يهود را از اقامت آن حضرت ص در مدينه حسد آمد گفتند اى ابو القاسم مقام انبياى پيشين عليهم السلام زمين شام بوده و اگر تو پيغمبرى و خواهى كه ترا تصديق كنيم بايد كه بشام روى و آنجا ساكن شوى و آن حضرت ص عزم سفر مصمم فرمود و اين آيت فرود آمد كه ترا از زمين يثرب دور افگنند و اگر چنين باشد پس از تو چندانى نپايند آن حضرت ص فتح عزيمت نمود و اندك زمانى را قبائل يهود بقتل و جلا معذّب شدند پس بدين قول اين آيت مدنى باشد و بقول اوّل مكى پس مىفرمايد كه سنت نهاده‌ايمسُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْناسنت نهادنى براى آنها كه فرستاديمقَبْلَكَپيش از تومِنْ رُسُلِنااز فرستادگان ما و آن سنت هلاك امتان است بتكذيب پيغمبرانوَ لا تَجِدُو نيابى تولِسُنَّتِنا تَحْوِيلًامر سنت ما را تغيرى و تبديلىأَقِمِ الصَّلاةَبپادار نماز رالِدُلُوكِ الشَّمْسِبعد از زوال آفتابإِلى غَسَقِ اللَّيْلِتا تاريكى شب بعد از زوال نماز پيشين است و پسين و تا غسق الليل نماز شام و خفتنوَ قُرْآنَ الْفَجْرِو به‌پاى دار نماز بامداد را و نماز را قرآن گفت براى آنكه قرائت قرآن درو فرض استإِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِبه درستى كه نماز بامدادكانَ مَشْهُوداًهست ديده شده يعنى مىبينند او را ملائكه ليل و نهار فرشتگان شب او را مشاهده مىكنند و در آخر ديوان اعمال ليل ثبت مىنمايند و ملائكهء روز او را مىبينند و افتتاح ديوان اعمال نهار به دو مىكنندوَ مِنَ اللَّيْلِو بعضى از شبفَتَهَجَّدْپس بيدار شوبِهِبه قرآن يعنى به نمازنافِلَةً لَكَزيادتى مر ترا بر صلاة مفروضه يا فضيلتى مرا ترا يا غنيمتى و كرامتى مخصوص به توعَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَشايد وابسته چنين بود كه بدارد خداى تو ترامَقاماً مَحْمُوداًدر مقامى پسنديده يعنى مقامى كه قائم درو ستوده باشد بستايش همه ستايندگان و آن مقام شفاعت است كه حضرت رسالت‌پناه را در ان مقام ستايش كنند خلق اولين و آخرين و او بر همه مشرف باشد و در زاد المسير آورده كه حق سبحانه وى را روز قيامت بر عرش نشاند و در لباب از عمر فاروق رض نقل مىكند كه حضرت پيغمبر در تفسير مقام محمود فرمود كه نزديك گرداند مرا خدا و بنشاند با خود بر عرش لفظ حديث اينست كه يديننى اللّه فيقعدنى معه على العرش و معيت را همان معنى مىگويند كه عنديت را در ان آيت كه ان الذين عند ربك يعنى مراد مكانت است نه مكان و منزلت است نه منزل امام ثعلبى آورده كه استواى حق سبحانه بر عرش بر وجهى نيست كه مماس او شود تا مكان او گردد بلكه اكنون بر همان صفت است كه پيش از آفريدن عرش بود چه ازلا و ابدا قائم بذات خود است پس نشاندن مصطفى بر عرش يا بر زمين نسبت بذات خودش يكسان است و مقصود از اجلاس او بر عرش تكريم و تعظيم آن حضرت ص است و در عين المعانى فرموده كه مقام محمود مقامى است از عرش كه پيغمبر را به دو گرامى كنند قولى آنست كه مقام محمود آنجا است كه لواى حمد بدست آن حضرت دهند و هيچ پيغمبرى نباشد خواه آدم ع و خواه غير او الا كه در تحت لواى وى باشند بيتنى همين زير لواى دولتش مائيم و بس * آدم و من دونه تحت لواى مصطفى ص است. . . . . صاحب فتوحات قدس سره آورده كه مقام محمود مقامى است مرجع جميع مقامات و منظر تمام اسماى الهيه كه مختص است بمقامات و آن خاصهء حضرت محمد ص است و باب شفاعت درين مقام گشاده مىشود در بحر الحقائق . فرموده كه مقام محمود اللّه است و قيام حضرت پيغمبر به حق نه بنفس خود بلسان اشارت مقام محمود است شعر اى ذات تو در دو كون مقصود وجود * نام تو محمد و مقامت محمود .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 626 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )