17 / 72
و هر كه باشد در دنيا كور وى در آخرت نيز كور هست و خطاكنندهتر است راه را ( 72 )
17 / 73
و هر آئينه نزديك بودند كه به فريب بازدارند ترا از آنچه وحى فرستادهايم بسوى تو تا بربندى بر ما غير آن را و آنگاه دوست گرفتندى ترا ( 73 )
17 / 74
و اگر نه آن بودى كه ثابت داشتيم ترا نزديك بودى كه ميل كنى بسوى ايشان اندك ميلى ( 74 )
17 / 75
آنگاه مىچشانيديم ترا دو چند عذاب زندگانى و دو چند عذاب مرگ باز نمىيافتى براى خود مددكننده بر ما ( 75 )
شرح
وَ مَنْ كانَو هر كه هستفِي هذِهِدرين دنياأَعْمىنابينا يعنى ديده دلش راه صواب نهبيندفَهُوَ فِي الْآخِرَةِپس او در آخرتأَعْمىنابينا بود يعنى طريق نجات نيابدوَ أَضَلُّ سَبِيلًاو گمراهتر از نابينا نيز به جهت زوال استعداد و عدم فرصت محققان گويند كه هر كه نابينا بود در دنيا از طاعت نابينا بود در عقبى از ثواب و هر كه اينجا روى توبه نهبيند آنجا جمال مغفرت مشاهده نكند آوردهاند كه وفد ثقيف گفتند اى محمد ص ايمان نياريم به تو تا وقتى كه يك سال ما بر بتپرستى بگذارى و زمين طائف را كه آرامگاه ما است چون حريم مكه محترم گردانى و ما را در نماز از ركوع و سجود معاف دارى اگر از تو پرسند كه چرا چنين كردى بگو كه خداى من مرا بدين امر فرموده است آيت آمدوَ إِنْ كادُواو به درستى كه خواستند ثقيفلَيَفْتِنُونَكَآنكه بگردانند تراعَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَاز آن چيزى كه وحى كردهايم ما به تولِتَفْتَرِيَتا افترا كنى و بر بندىعَلَيْنا غَيْرَهُبر ما جز آنچه وحى كردهايم يعنى بگو كه خدا فرمودهوَ إِذاً لَاتَّخَذُوكَو آنگاه كه تو چنين كنى فراگيرند تراخَلِيلًادوست و گفتهاند كه قريش به آن حضرت ص گفتند كه نمىگذاريم ترا كه استلام حجر كنى تا وقتى كه مس كنى بتان ما را و اگر چه به سرانگشت باشد آن حضرت ص را غايت شوق كه بطواف حرم داشت در خاطر مبارك خطور كرد كه چه شود اگر چنين كنم و خداى مىداند كه من اين را كارهام اين آيت فرود آمد كه ايشان مىخواهند كه ترا بگردانند از وحى ما و به دوستى گيرندوَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَو اگرنه آنست كه ترا ثبات داديم بر راستى بمدد عصمت خودلَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُبه درستى كه نزديك بود كه ميل كنىإِلَيْهِمْبسوى آن آرزوى ايشانشَيْئاً قَلِيلًاميلكردنى اندك و نزد محققان آن خطور كه مذكور شد محقق نيست بلكه مىگويند كه معنى آيت اين است كه در صدد ميل بودى اگر ما ترا ثابت نمىگردانيديم اما عصمت ما ترا دريافت و ممنوع شدى از آنكه نزديك شوى بميل و اين تصريح است بهآنكه بميل نزديك نشده پس ميل مطلق نبوده در تبيان گفته كه آن حضرت ص معصوم بود اما براى تخويف امت است تا ميل به سخن مشركان نكنند اين آيت آمد كهإِذاً لَأَذَقْناكَآنگاه كه ميل كردى هرآئينه مىچشانيديم تراضِعْفَ الْحَياةِزيادت عذاب زندگى يعنى در دنياوَ ضِعْفَ الْمَماتِو زيادت عذاب مرگ يعنى در آخرتثُمَّ لا تَجِدُپس نمىيافتى تولَكَبراى خودعَلَيْنابر دفع عذاب مانَصِيراًيارى كه بسبب او از ان بازرهى امام ثعلبى آورده كه بعد از نزول اين آيت آن حضرت ص فرمود اللّهم لا تكلنى الى نفسى طرفة عين بيت الهى بر ره خود دار ما را * دمى با نفس ما مگذار ما را آوردهاند كه اهل مكه در اخراج آن حضرت ص مشاورت كردند وراى ايشان بر آن قرار گرفت كه در دشمنى به حدى افراط نمايند كه آن حضرت ص را به ضرورت بيرون بايد رفت اين آيت نازل شد .