تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
16 / 120 هر آئينه ابراهيم بود بزرگوارى عبادت‌كننده براى خدا حنيفى كيشى و نبود از مشركان ( 120 ) 16 / 121 سپاس‌دارنده نعمتهاى خدا را برگزيدش خدا و دلالت نمودش بسوى راه راست ( 121 ) 16 / 122 و عطا كرديمش درين سرا نعمت و هر آئينه او در آخرت از شايسته حالان است ( 122 ) 16 / 123 بعد از ان وحى فرستاديم بسوى تو كه پيروى كن كيش ابراهيم را حنيف شده و نبود از مشركان ( 123 ) 16 / 124 جزين نيست كه لازم كرده شد تعظيم شنبه بر آنان كه اختلاف كردند در آن و هر آئينه پروردگار تو حكم كند در ميان ايشان روز قيامت در آنچه اندر آن اختلاف مىكردند ( 124 )
شرح
إِنَّ إِبْراهِيمَبه درستى كه ابراهيم عليه السلام كه خليل جليل استكانَ أُمَّةًبود امتى يعنى جامع كمالات و فضائل بود كه يافته نشدى مجموعه آن الا متفرق در اشخاص بسيار شعرليس من اللّه بمستنكر * ان يجمع العالم فى واحدجانا تو يگانه ولى ذات تو هست * مجموعه آثار كمالات همهگويند پيش از القاى وى در آتش بر روى زمين غير از وى مؤمنى نه‌بود پس او تنها امتى بودهقانِتاً لِلَّهِفرمانبردار مر خداى را و قائم بامر اوحَنِيفاًمائل از اديان باطله بدين حقوَ لَمْ يَكُو نبودمِنَ الْمُشْرِكِينَاز شرك‌آرندگان چنانچه زعم قريش است و بودشاكِراًسپاس‌دارندهلِأَنْعُمِهِمر نعمتهاى خداى رااجْتَباهُبرگزيد خداى مر او را به نبوتوَ هَداهُو راه نمود او را در دعوت به خداى تعالىإِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍبه راه راست كه طريق توحيد استوَ آتَيْناهُ فِي الدُّنْياو داديم ما او را در دنياحَسَنَةًنيكوئى كه ذكر جميل است يا اولاد ابرار يا محبّت در دلهاى خلق كه همه ارباب ملل او را دوست دارند و ثنا گويند يا آنكه حضرت رسالت‌پناه ص از نسل اوست يا آنكه صلوات برو مقرون بصلاة سيد عالم است اللهم صل على محمد و على آل محمد كما صليت على ابراهيم و على آل ابراهيموَ إِنَّهُو به درستى كه ابراهيمفِي الْآخِرَةِدر آن سراىلَمِنَ الصَّالِحِينَاز شايستگان است مر درجات عاليه را امام ماتريدى رحمة اللّه عليه فرموده كه حسنه او را در دنيا كم نخواهد كرد از حسنات او در آخرتثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَپس وحى كرديم به توأَنِ اتَّبِعْآنكه پيروى كن در توحيدمِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاًملّت ابراهيم را كه مايل بود از همه كيشها بدان يا متابع او باش در دعوت او به حق چنانچه او برفق و مدار ايراد دلائل يكى از ديگرى و مجادله با هر كس به قدر فهم او دعوت مىنمود تو نيز چنان كن صاحب تيسير آورده كه اتباع سلوك سبيل متبوعست پس اتباع آن حضرت ص مر ابراهيم را بسبب آن بود كه بعد ازو مبعوث شده نه به جهت آنكه دون او بوده چه به حكم انا اكرم الاولين و الآخرين على اللّه مقرر است كه آن حضرت از همه انبياء ع افضل و اكمل است و نصيب او در فضيلت از مجموع اصفيا اجزل و اشمل بيتتو اصلى و باقى طفيل تواند * تو شاهى و مجموع خيل تواندوَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَو نبود ابراهيم از جمله شرك‌آرندگان تعريض به كفار قريش است كه مىگفتند كه ما كيش پدر خود ابراهيم داريم ، آورده‌اند كه حق سبحانه امر كرد موسى ع را كه بنى اسرائيل را بگو تا روز جمعه از اشتغال بمهمات بر طرف شده پرستش حق نمايند چون فرمان بديشان رسيده اندكى قبول كردند و بسيارى سركشى نمودند و ميان ايشان نيز اختلاف افتاد جمعى گفتند كه روز شنبه را اختيار مىكنيم كه حق سبحانه و تعالى در آن روز از آفريدن خلق عالم فارغ شده و قومى بر ان رفتند كه يكشنبه اولى است زيرا كه در آن روز ابتداى به آفرينش خلق كرده خداوند تعالى بسبب شامت نافرمانى و مخالفت ايشان تعظيم شنبه را بر ايشان فرض كرد و در آن باب تشديدى عظيم فرموده چنانچه مىگويدإِنَّما جُعِلَ السَّبْتُجز اين نيست كه نهاده شد تعظيم سبت يعنى نوشته گشت به فرضيتعَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوابر آنان كه اختلاف كردندفِيهِدر آن روز و تعظيم سبت آن بود كه درو كسب نه‌كنند و به هيچ مهم مشغول نه‌شوند و آن روز را عيد بگيرند و جز پرستش حق نه‌نمايند و اين تكليف به‌غايت شاق بود بر ايشان و در زاد المسير آورده كه آن روز حضرت موسى ع يكى را ديد كه متاعى را برداشته جائى مىبرد بفرمود تا گردنش بزدند و تنش را در محلى بيفگندند كه مرغان مردارخوار تا چهل روز . از اجزا و احشاى او مىخوردندوَ إِنَّ رَبَّكَو به درستى كه پروردگار تولَيَحْكُمُهرآئينه حكم خواهد كردبَيْنَهُمْميان ايشانيَوْمَ الْقِيامَةِروز رستخيزفِيما كانُوادر آن چيزى كه بودند از سركشى و جهلفِيهِ يَخْتَلِفُونَدر آن اختلاف مىكردند يعنى روز مقرر براى عبادت در تبيان فرموده كه از حضرت ع نقل كرده‌اند كه خداى تعالى عبادت روز جمعه نوشت بر جمعى كه پيش از ما بودند ايشان در آن اختلاف نمودند و خداى ما را بدان راه نمود فلنا اليوم و لليهود غدا و للنصارى بعد غد