تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
16 / 111 آن روز كه بيايد هر شخصى جدال كنان از طرف ذات خود و به تمام داده شود هر شخصى را جزاى آنچه كرده است و ايشان ستم كرده نشوند ( 111 ) 16 / 112 و بيان كرد خدا داستانى ديهى كه بود ايمن آرميده مىآمد به او روزى او به گشادگى از هر جاى پس ناسپاسى كرد به نعمتهاى خدا پس چشانيد خدا او را پوشش گرسنگى و ترس بسبب آنچه مىكردند ( 112 ) 16 / 113 و هر آئينه آمد پيش ايشان پيغامبرى از جنس ايشان پس دروغى داشتندش پس گرفت ايشان را عقوبت و ايشان ستمكار بودند ( 113 ) 16 / 114 پس بخوريد از آنچه خدا روزى داد شما را حلال پاكيزه و شكر كنيد بر نعمت خدا اگر او را مىپرستيد ( 114 )
شرح
يَوْمَ تَأْتِيياد كن روزى را كه آيدكُلُّ نَفْسٍهر نفسى يعنى هر انسانىتُجادِلُجدال كندعَنْ نَفْسِهااز نفس خود يعنى ملامت كند خود را مثلا عاصى گويد كه چرا معصيت كردم و مطيع گويد چرا طاعت بيشتر نه‌كردم يا هر كس سعى كند و مجادله نمايد در خلاص نفس خود گويد نفسى نفسىوَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍو تمام داده شود هر نفس راما عَمِلَتْجزاى آنچه كرده استوَ هُمْ لا يُظْلَمُونَو ايشان ستم‌ديده نه‌شوند در مكافاتوَ ضَرَبَ اللَّهُو پيدا كرد خداى تعالىمَثَلًامثلىقَرْيَةً كانَتْديهى را كه بودآمِنَةًايمن از نزول قياصره و قصد جبابرهمُطْمَئِنَّةًآرميده و اهل آن آسودهيَأْتِيها رِزْقُهامىآيد بدان ديه روزى اهل وى يعنى اقوات ايشانرَغَداًفراخ و بسيارمِنْ كُلِّ مَكانٍاز هر جاى يعنى از اطراف و جوانب آنفَكَفَرَتْپس كافر شدند يعنى اهل آن كفران ورزيدندبِأَنْعُمِ اللَّهِبه نعمتهاى خداى و شكر نه‌گذاردندفَأَذاقَهَا اللَّهُپس چشانيد خداى تعالى اهل آن رالِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِپوشش گرسنگى و ترسبِما كانُوا يَصْنَعُونَبه‌آنچه بودند كه كردند از عملهاى بد استعاره كرده است ذوق را براى ادراك اثر ضرر و لباس را براى چيزى كه كسى را فرا گيرد و بپوشد يعنى حق سبحانه چنان كه دريافتند ضرر جوع و خوف را كه بر ايشان مشتمل بود - ابن عباس رض فرموده كه اين مثل براى اهل مكه است كه ايمن بودند از قتل و غارت و در رفاهيت و خصب مىگذرانيدند همين كه بنعمت نبوت حضرت محمد مصطفى ص كافر شدند خداى مبدل گردانيد فراخى ايشان را بقحط تا هفت سال در جدب و خشك‌سالى مانده از غايت جوع مردار مىخوردند و خون مىآشاميدند و آن به دعاى آن حضرت ص بود كه اللهم اشدد وطأتك على مضر و ابعث عليهم سنين كسى يوسف و ديگر ايمنى ايشان را بدل كرد بخوف يعنى ترس مسلمانان در دل ايشان انداخت تا حدى كه از هيبت اسلام ترك تردد به سفر شام نمودند و بر نفس و مال خود ايمن نبودندوَ لَقَدْ جاءَهُمْو به درستى كه آمد بديشانرَسُولٌ مِنْهُمْپيغمبرى از ايشان يعنى محمد صفَكَذَّبُوهُپس تكذيب كردند او رافَأَخَذَهُمُ الْعَذابُپس فرا گرفت ايشان را عذاب يعنى قحط و ترس و حالوَ هُمْ ظالِمُونَآنكه ايشان ستمكارانند بر نفس خود به شرك و تكذيب آورده‌اند كه زنان قريش كسى را به حضرت رسالت‌پناه عليه السلام فرستادند كه اگر مردان ما با تو دشمنى كردند گناه زنان و كودكان مكه چيست كه از قحط به مردن نزديك‌اند حضرت رسالت‌پناه دستورى داد تا چيزى از طعام به مكه بروند آيت آمدفَكُلُواپس بخوريد . اى زنان و كودكان مكهمِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُاز آنچه روزى داد خداى تعالى شما را بر دست فرستادگان پيغمبر عليه السلامحَلالًا طَيِّباًبىشبه و پاك و گويند خطاب با مؤمنان است ايشان را مىفرمايد كه حلال‌خوريدوَ اشْكُرُواو سپاس‌دارى كنيدنِعْمَتَ اللَّهِنعمت خداى تعالىإِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُاگر هستيد كه خداى تعالى راتَعْبُدُونَمىپرستيد يا فرمان مىبريد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 602 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )