تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
16 / 97 هر كه عمل نيك كرد مرد باشد يا زن و او مسلمان است هر آئينه زنده كنيمش بر زندگانى پاك و بدهيم آن جماعه را مزد ايشان بحسب نيكوترين آنچه مىكردند ( 97 ) 16 / 98 پس وقتى كه خواهى قرآن خواندن پناه طلب كن به خدا از شيطان رانده‌شده ( 98 ) 16 / 99 هر آئينه نيست شيطان را غلبه بر آنان كه ايمان مىآوردند و به پروردگار خود توكل مىكنند ( 99 ) 16 / 100 و جزين نيست كه غلبه او بر آنانست كه دوستدارى او مىكنند و آنان كه ايشان با خدا شريك مقرر مىكنند ( 100 ) 16 / 101 و چون بدل كنيم آيتى بجاى آيتى و خدا داننده‌تر است به آنچه فرودمىآرد گويند جز اين نيست كه تو افتراكننده بلكه اكثر ايشان نمىدانند ( 101 )
شرح
مَنْ عَمِلَ صالِحاًهر كه بكند كار شايستهمِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثىاز مرد يا زنوَ هُوَ مُؤْمِنٌو او مؤمن باشد چه عملى تا با ايمان نبود استحقاق ثواب نداردفَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةًپس هرآئينه زندگانى دهيمش در دنيا زندگانى خوش يعنى رزق حلال بوى ارزانى داريم تا مآكل و ملابس او پاك بود و گفته‌اند حياة طيّبه حلاوت طاعت است يا قناعت بكفاف يا عمل صالح يا عافيت يا رضا ، به قضا قولى آنست كه حياة طيّبه در بهشت خواهد بود چه زندگانى در دنيا بىشوب تنقيص و تفرقه نيست محققان برآنند كه حياة طيبه كسى را است كه چهار صفت دارد شناخت خداى و صدق مقال با خداى و وقوف بر منهج امر خداى و اعراض از ما سواى خداى در حقائق سلمى مذكور است كه حيات طيّبه استغنا است باللّه عما سوى اللّه مصرعه چون تو دارم همه دارم دگرم هيچ نبايدوَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْو هرآئينه دهيم ايشان را مزدبِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَبه نيكوترين كارى كه كردندفَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَپس چون خواهى كه بخوانى قرآن رافَاسْتَعِذْ بِاللَّهِپس پناه جوئى به خداى تعالىمِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِاز ديو رانده يعنى بگوى اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم خواجه محمد ص پارسا قدس سره العزيز در تفسير خود آورده كه مختار از چهارده روايت كه در الفاظ استعاذه وارد شده اين است و امر به استعاذه قبل از قرائت بقول جمهور امر استحباب است و به اختيار جمعى از كبرى دين بر سبيل ايجاب و در تفسير امام قرطبى قولى هست استعاذه بر حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام تنها فرض بود بوقت قرائت و اقتداى امت به دو بر سبيل سنت است و مباحث استعاذه در اوايل جواهر التفسير مستوفى آمدهإِنَّهُ لَيْسَ لَهُبه درستى كه نيست مر ابليس راسُلْطانٌتسلطى و غلبهءعَلَى الَّذِينَ آمَنُوابر آنان كه گرويده‌اند چه ايشان پناه به حق مىگيرندوَ عَلى رَبِّهِمْو به پروردگار خود در دفع وساوس اويَتَوَكَّلُونَتوكل مىنمايندإِنَّما سُلْطانُهُجز اين نيست كه تسلّط اوعَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُبر آنان است كه او را دوست مىدارند و وسوسهء او را قبول مىكنندوَ الَّذِينَ هُمْ بِهِو آنان كه ايشان بسبب اطاعت شيطانمُشْرِكُونَشرك‌آرندگانند به خداى آورده‌اند كه كفّار مكه بوقت نسخ بعضى از احكام گفتند كه محمد با ياران خود سخريه مىكند امروز ايشان را كار مىفرمايد و روز ديگر از ان نهى مىنمايد غالب آن است كه او افتراء مىكند به خداى و از تلقاى نفس خود سخن مىگويد آيت آمد كهوَ إِذا بَدَّلْناو چون بدل كنيمآيَةًو چون بدل كنيم آيتى ناسخ رامَكانَ آيَةٍبجاى آيتى منسوخوَ اللَّهُ أَعْلَمُو خداى داناتر استبِما يُنَزِّلُبه‌آنچه فرومىفرستد از نسخ به جهت حكمت و مصلحتقالُواگويند كافرانإِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍجز اين نيست كه تو افتراكنندهء بر خداى و از خود سخنى مىگوئىبَلْ أَكْثَرُهُمْنه چنين است كه مىگويند بلكه بيشتر ايشانلا يَعْلَمُونَنمىدانند حكمت نسخ و اثبات احكام ديگر را .